tahaie4
tahaie4

 درس اول: انسان و دو بعد وجودی او، روح و جسم

بسم الله الرحمن الرحیم
لاحول ولا قوه الا بالله العلی العظیم

درس اول: انسان و دو بعد وجودی او، روح و جسم

قال الله العظیم فی کتابه: «اِذ قالَ رَبّکَ لِلمَلائِکَهِ اِنّی خالِقٌ بَشَراً مِن طینٍ فَاِذا سَوّیتُهُ وَنَفَختُ فیه مِن رُوحی فَقَعُوا لَهُ ساجدین [1]»

« هنگامی که پروردگارتوبه ملائکه گفت: من بشری راازگِل می آفرینم ؛ پس آن گاه که خلقتش را تمام کردم واز روح خویش در او دمیدم ، بر او سجده کنید.»

با توجه به این آیه مبارکه خداوند تبارک وتعالی،آدمی را دردوبعد جسمانی وروحانی آفریده است.کالبد انسان از ذرّات و عناصر این جهان بوجود آمده است”مِن طین” ؛امّا روح اواز عالم دیگر وبه عبارت «وَنِفِختُ فیه من روحی» شعاعی از قدرت پروردگاراست و از عالم ا مر  است که قرآن اشاره می فرماید: «وَیَسئَلوُنَکَ عَنِ الرّوحِ قُلِ الرّوحُ مِن اَمرِ رَبّی»[2] « ای پیامبر از تو درباره روح سئوال می کنند ؛ بگو روح از امر پروردگارمن است.» بشراز ناحیه جسم ازعالم محدود است به این دلیل تکامل جسمی او نیزمحدود می باشد ؛ ولی روح چون نا محدود است تکاملش هم نا محدود خواهد بود وکامل نمی شود ؛ مگر وقتی که ، خود را به خدانزدیک کند. «اَلا بِذِکرِ الله تَطمَئِنّ القُلوب»[3]
همان طور که کالبد وجسم صورت ظاهری دارد ، که یا به واسطه تناسب اعضاء زیباست ، یا به جهت عدم تناسب اعضا زشت ونا زیبا شده است. روح نیز صورت وهیأتی باطنی دارد که یا به جهت حسن ونیکویی اخلاق وعقیده زیبا شده ، یا به سبب بدی وزشتی آن ها نازیبا گشته است.

هدف از بعثت بزرگ ترین پیام آوران بزرگ الهی :

قرآن می فرماید: «لَقَد مَنّ الله عَلَی المُومِنین اِذ بَعَثَ فیهم رَسولاً مِن اَنفُسِهِم یَتلوا علیهم ایاتِه وَیُزَکیّهِم وَیُعَلّمَهُم الکتابَ وَالحِکمَه وَاِن کانُوا مِن قَبلُ لَفی ضَلالٍ مُبین»[4]
« به تحقیق خداوند بر مؤمنین منت نهاد(زیرا) که درمیان ایشان رسولی را ازجنس خودشان برانگیخت تا آیات او را برآنان بخواند و تزکیه شان کند وکتاب وحکمت را به آنها بیاموزد ؛ اگرچه قبل از آن در گمراهی آشکار بودند.»
معنایِ تزکیه :

تزکیه: اگر چه این واژه هم مانند تطهیرو تنظیف به معنی پاک کردن به کار می رود ولی ازنظر عمق معنا با آن تفاوت اساسی داد. در معنای تزکیه رشد وکمال بعدی وجود تزکیه شده در نظر گرفته شده ؛ در حالی که در معنی تطهیررشد بُعدی مطرح نیست.
مریضی که قوای وی دراثر بیماری تحلیل رفته و جسم اوضعیف شده است ، تنها وقتی ، میکروب مرضی را درنهاد اواز بین ببرند ، بطور طبیعی قوای ازدست رفته خود را باز یافته و سلامت و نیرومند می گردد. پیامبران آمده اند تا ابتدا ریشه میکروب ها را بخشکانند(علف های هرزه را بکنند ، خار وخاشاک را از میان بردارند تا راه رشد وتعالی وباروری انسان ها هموار شود)و آنگاه بذرحکمت وعلم را در قلوب مردم بیفشانند ، این است که می بینیم آیه مبارکه«یزکیهم ویعلمهم الکتاب والحکمه» نیز همین اعمال را  هدف از بعثت بزرگ ترین پیام آوران الهی و انسانی و منظور از ظهور عظیم ترین مکتب های اجتماعی اعلام می کند.
کار پیامبران الهی چیست؟

الف ـ فکر و عقیده و بینش انسان ها را از پلیدی ، کفر ، شرک ، جهل ، کجروی ، پیروی خرافات و    موهومات ، تعصب ها ، رسومات غلط و… پاک سازند و روح و سریره وخمیره شان را از هوا و هوس، مقام دوستی ، دنیا طلبی ، ضعف ، ترس ، بخل ، طمع ، شکم پرستی ، شهوت رانی ، جهل و… دور کنند.
ب ـ رفتار و گفتار و روابطشان را از تجاوز به حق دیگران ، بدگویی ، عیب جویی ، فساد ، دروغ ، تهمت ، نفاق ، ریا کاری ، سر کشی در برابر خدا ، زورگویی ، استثمار و… پاک نمایند.
ج ـ سرانجام نظام وفرهنگ ، اقتصاد ، سیاست ، زندگی ، کار و کسب و محیط و جامعه شان را از باطل ، منکر، خیانت ، جنایت ، دروغ ، تزویر ، فریب ، ریاکاری ، زورگویی ، اعمال منافی عفت ، انحطاط ، عقب ماندگی ، بردگی ، بیسوادی ، خفقان ، ظلم و… دور سازند وهدف خود را درمان و شفای این بیماری ها قرار دهند .
قرآن می فرماید: «ونُنزّلُ مِنَ القرآنِ ما هُوَ شفاءٌ وَ رحمه للمُؤمنین»[5]
«و ما قرآن را فرو فرستادیم که شفا و رحمت برای مؤمنین است .» پیامبر گرامی اسلام می فرمایند: «بُعِثتُ لِاُتَمِمَ مَکارمَ الاَخلاق»[6] «من مبعوث شدم تا این که مکارم اخلاق را تکمیل نمایم . » قرآن می فرماید: «لَقَد کانَ لَکُم فی رسولِ الله اُسوَه حَسَنه لَمَن کانَ یَرجُوا الله والیَومِ الاخِرِ وَذَکَرَ الله کثیراً»[7] «هرکس به خداوند روز جزا امیدوار است و خدا را بسیار یاد می کند ، می تواند در راه نیکی از پیغمبر خدا (ص) الگو پذیرد وازرفتارایشان سرمشق بگیرد.» خداوند پیغمبران را فرستاد ؛ تا آدمیان را به آنچه خیروصلاح آن هاست رهنمون باشند.آمدن پیامبران ، نزول کتاب های آسمانی وتشریع دستورات دینی همه برای آن است که انسان در راه رسیدن به خیر و سعادت الگوی صحیح و دستور العمل منطقی داشته باشد.

مراحل زندگی انسان:

زندگی آدمی را می توان در سه مرحله خلاصه کرد:

الف ـ زندگی حیوانی وحکومت بی قیدوشرط غرائز ،

ب ـ زندگی اجتماعی وتعدیل تمایلات حیوانی ،

 ج ـ زندگی انسانی ونیل به کرامت نفس وتعالی معنوی ،

مرحله اول: دوران طفولیت بشر است که مانند حیوانات فاقد شرایط تکلیف و تحت تأثیر غرایز ، بدون مسؤولیت قانونی و شرعی می باشد.

مرحله دوم: زمانی اسـت که افـراد به ادای تکالیـف قانونی و رعایت مقـررات اخلاقی مکلف ومسؤول می شوند ؛یعنی،زندگی اجتماعی وعقلانی بشر آغاز می گردد ،غرایز و شهوات محدود می شوند وآدمی تمایلات خودرا با توجه به مصالح اجتماعی واحترام به حقوق دیگران برآورده می سازد.

مرحله سوم: وقتی است که انسان از مرحله دوّم قدمی فراتـر بردارد ، با اختیار وجدان تمایلات عـالی انسـانی را در نهاد خود بیـابد وخویشتن را آراسـته به فضـائل اخـلاقی وصفات خدایـی سـازد ؛ یعنـی خدا گـونه شـود ، اینجاسـت که نیازمند به یک نمونه عملـی و سرمشــق می باشد ؛ بدین جهـت خداوند پیـامبر اسلام حضرت محمد(ص) را برانگیخت تا برای جهانیان سر مشق باشد. «لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه»
از عایشه در باره خلق وخوی نبی مکرم اسلام (ص) سؤال شد ؛ گفت: خلقش قرآن بود.[8] جوابی دقیق ، عجیب ، مختصر و کامل: « خلقش قرآن بود!» یعنی زبانی زنده و گویا برای روح حقایق و راهنمایی های قرآن. اسلام این سرمشق را  به مردم عرضه نمی کند که تنها متعجب شوند و در عالم خیال و ذهن درباره او بیندیشند امّا عملاً از او استفاده ای نبرند؛بلکه آن را عرضه داشته تا به رنگ آن نمونه واقعی در آیند و هر کس به اندازه ظرفیت واستعدادش از آن شعله فروزان پرتوی برگیرد. رسول خدا درطول زندگی خود قبل ازاین که با گفتار مربّی و راهنمای خلق باشد،با رفتار خود بهترین تربیت کننده و رهبربود. نخست ، خویش نمونه عملی فرامین قرآن را  نشان می داد ؛ پس از آن مردم را بدان دستورها فرا می خواند. به وسیله آن حضرت خدا ، امتی را ساخت که در حقشان فرمود:
«کُنتُم خَیرَ اُمَهٍ اخرِجَت لِلناسِ»[9] «شما بهترین امتی هستید (که برای تشویق ، مردم به نیکی ها وبازداشتشان از بدی ها) که از میان مردم بیرون آورده شده اید. » یکی از بزرگ ترین راهنمایی های پیامبر بزرگوار که مربوط به شؤون اصلاح دل و روان است، عبارتی از ایشان است که فرمودند:«انّما الأعمال بِالنیّات»[10] کارها فقط بر محور نیّت استواراست .(برای هر انسانی به کار می آید.)حدیث فوق معیار قبولی یا ردّ اعمال را فقط همان هدفی می داند که آدمی را برای انجام کاری برمی انگیزاند؛چون اگر هدفی درکار نباشد،عمل مانند جسمِ بی روحی است که ارزش و مزیّتی ندارد. شریف ترین هدف برای هر فرد و اجتماعی تحصیل رضای خداست.

قرآن می فرماید:« فَمَن کانَ یَرجُوا لِقاءَ رَبّهِ فَلیَعمَل عملاً صالحاً وَلایُشرِک بِِعِبَادَهِ رَبِِِّه اَحَدا»[11] « پس کسی که به لقای پروردگارش امیدوار است باید کار شایسته کند ودر پرستش وی احدی را شریک نسازد.» در اجتماعی که هدفی چنین عالی دارد هرگز تجاوز ، تعدی ، فسق ، فساد ، نفاق و بدخواهی راه نخواهد یافت .

در ذیل این آیه شریفه روایتی است که می فرمایند:شخصی که چیزی ازعمل ثواب را نه برای طلب رضای خدا ، بلکه به منظور خود نمایی و خودستایی ( که میل دارد به گوش مردم برسد) ، به جا آورد پس در عبادت پروردگارش مشرک شده است. [12] در روایت دیگر امام باقر(ع) می فرمایند: «لَو اَنّ عَبداً عَمِلَ عملاً یطلب به وَجه الله والدار الاخره وادخل فیه رضا اَحَداً مِنَ الناسِ کان مُشرِکاً»[13] اگر بنده ای عملی انجام دهد که درآن رضای خدا ودار آخرت را طلب باشد ؛ ولی رضای یکی از مردم را نیز در آن داخل کند مشرک است به شرک ریایی. 

پیامبر گرامی اسلام فرمودند: به راستی برای هر امری حقیقتی است وبنده خدا به حقیقت اخلاص نمی رسد ، مگر این که دوست نداشته باشدکه برهیچ عملی ستوده شود.[14]
آن حضرت در روایتی دیگر می فرمایند: «بوی بهشت به مشامش نمی رسد کسی که علم را جهت جلب توجه مردم به خود ، طلب کند .»[15]

ای بــرادرتـو همـان اندیشـه ای            مابقـی خود استخوان وریشـه ای
گـر بـوداندیشـه ات گـل،گلشنـی                  ور بــود خـاری،تو هیمـه گلخنــی

                                                                   و صل الله علی محمد و ال محمد
                                                                                                   پایان درس اول


1ـ سوره ص،آیه/72-71
2ـ سوره اسراء، آیه85
3ـ سوره رعد ،آیه/28
4ـ آل عمران/164
 5ـ  سروه اسری /9
 6ـ  قمی ،شیخ عباس قمی،سفینه البحار،ج2،ماده خلق ،ص96،مؤسسه الطبع والنشرالرضویه المقدسه،چاپ اول،1416هـ
7ـ  احزاب/21
8 ـ الحسینی فیروز آبادبی ،سید مرتضی ،فضائل الخمسه ،ج1،ص123،دارالکتب الاسلامیه النجف اشرف ،دیقعده ،1383هجری به نقل ازمسند الامام احمدحنبل
9- سوره آل عمران/110
10- حرعاملی ،محمد بن الحسن،وسائل الشیعه، ج1،باب استحباب نیه الخیر ،ص48موسسه آل البیت قم1416ه
11- سوره کهف /110
12ـ النوری الطبرسی ،میرزا حسین ،مستدرک الوسائل ،موسسه ال البیت ،مشهد مقدس 1407چاپ اول ،ج1،ص106
13ـ  حر عاملی ،محمد بن الحسن ،وسائل الشیعه،موسسه ال البیت (ع) قم،ج1،چاپ 11،ص67
14ـ مستدرک الوسائل ،ج1،ص100
15ـ  محمدی ری شهری ،محمد ،میزان الحکمه،ج6،ص479،مرکز نشر مکتب الاعلام الاسلامی ،چاپ3،پائیز 1370هـ .ش

پیمایش به بالا