tahaie4
tahaie4

 درس بیستم:حیات جامعه

بسم الله الرحمن الرحیم

لاحول و لا قوه الا بالله العلی العظیم

درس بیستم                                        حیات جامعه

نشانه حیات جامعه نیز همان تلاش و کوشش مداوم و همه جانبه در راه تکامل  و رسیدن به کمالات است. یک جامعه ممکن است نمونه ای از یک موجود زنده باشد یا گونه ای از یک موجود مرده . قرآن کریم حیات جامعه توحیدی و اسلامی مسلمان راستین را این طور ترسیم می کند:

 « هُوَ الّذی اَرسَلَ رَسُولهُ بِالهُدی وَ دِینِ الحَقّ لِیُظهِرهُ عَلَی الدّینِ کُلَهَء وَ کَفَی بِا للهِ شَهیدًا مُحمّدُ رّسُـولُ اللهِ وَ الّذِینَ مَعَهُ أشِدّاءُ عَلَی الکُفّارِ رُحَمَاءُ بَینَهُم …»[1]

اوست آن ذات مقدسی که پیغمبرش را با هدایت و راهنمایی دین و آیین حق و راستی فرستاده اسـت تا آن دین را بر تمام ادیان غالب و چیره گرداند و کافی است که خدا گواه باشد. ( پس از آن به رسالت پیغمبر گواهی می دهد ) محمد (ص)رسـول وفرستاده خدا است وکسانی که با او هستند ، دارای دو صفت ویژه اند:

1.      برکفار سخت گیرند ـ در برابر آنان محکم واستوار و نیرومند و بی باک اند

2.      میان خودشان مهربان ـ متواضع و فروتن ـ می باشند.

این آیه از دو صفت ممتاز مؤمن یاد کرده: جاذبه و دافعه

مردم یک جامعه از نظر نیازهای زندگی به دسته های مختلف تقسـیم می شـوند . زارع ، کاسب ، لشکری ، دانشجو ، روحانی ، دانشمند و… اما این تقسیم بندی به وحدت جامعه ضرر نمی رساند بلکه مقتضای طبیعت اجتماع است و این تقسیم اختلافی در عقیده مردم پدید نمی آورد بلکه همه با هـم برادر و کمک کار یک دگرند . هر چند شغـل ها و حرفه ها مختـلف است اما فکر و عقیده و روح اجتماعی در همه یکی است . اجتماع بشر از همان روزهای نخست بصـورت واحدهای کوچک و بزرگ متعددی در آمده است ، آنچه که باعث این تعدد و پراکندگی شده امور زیر بوده است .

الف ـ نژاد : در درجه اول توسعه ی خانواده و انشعاب خانواده های مختلف ازیک هسته سرچشمه گرفته و تشـکیل یک نژاد و قبیله وبدنبال آن یک واحد اجتمـاعی را داده است که هنوز هم در جوامـع عقب مانده مساله قبیله و طایفه اساس جامعه را تشکیل می دهد .

ب ـ منطقه جغرافیایی : بعضی از قبایل مختلف با این که از لحاظ خون و نژاد از هم جدا بودند کم کم با هم آمیختند و تشکیل واحدهای بزرگتراجتماعی را دادند که مناطق جغرافیایی آنها را از هم جدا می ساخت .

ج ـ ایدئولوژی : قرآن می فرماید :

«کان الناسُ أمّه واحدهً فبعث الله الّنبین مبشّرین ومُنذرینَ وأنزل مَعَهُمُ الکتابَ بِالحقّ لِیَحکُمَ بَینَ النّاسِ فِیما اختلَفُوا فیه و مَا اختَلَفَ فِیهِ إلّا الّذین أُوتُوهُ مِن بَعدِ مَا جَاءَتهُمُ البَینَتُ بَغیَا بَینَهُم فَهَدی الله الّـذِینَ ءَامَنُوا لِمَا اختَلفُوا فَیهِ مِنَ الحَقِّ بَإذنَهِء وَ اللهُ یَهدَی مَن یَشَاءُ إلی صِراطٍ مُّستَقیمٍ »[2] 

« مردم همه یک امت بودند، پس خداوند پیامبران را برای بشارت و بیم دهندگی بر انگیخت با آنان کتاب را نازل کرد تا در میان مردم درباره آنچه اختلاف دارنده حکم کنند و اختلاف نکردند در آن مگر آنان که داده شدند کتاب را بعد از دلیل های روشن به سبب ستیزه جویی میان خودشان پس هدایت نمود خدا آنها را که ایمان آوردند به آنچه اختلاف نمودند درآن ازحق ، باذن خود و خدا هدایت می نمـاید به راه راست هر که را بخواهد»

از آیه فوق اولین نکته ای که استفاده می شود این است که دین و اجتماع شد دو حقیقت ناگسستنی است ، هیچ جامعه ای نمی تواند بدون مذهب زندگی صحیحی داشته باشد . 

قوانین بشری در اعماق وجود انسان کار بردی ندارد ـ تخلف ازقانون کشوری تخلف از دین است ـ تنها یک مسئولیت برون ذاتی ایجاد می کند و قدرت پایان دادن به اختلافات و تضاد منافع را ندارد .
باز گروهی از مردم پس از آمدن کتاب و رسالت آن را نپذیرفتند ، و سرباز زدند و موجب اختلاف شدند و گروهی هم که پذیرفتند در فهم و ابلاغ و اجرای کتاب اختلاف کردند . سـبب این اختـلاف خود خواهی کینه توزی و هوا پرستی آنها بود.

قرآن می فرماید : « بغیا بینهم » ولی این اختلاف وجدایی بیش از آنچه باید جنبه واقعی داشته باشد عارضی و مصنوعی است ، زیرا در برابر اختلافات فکری و عقیده ای در میان قشرهای مختلف مردم جهان هزاران جهت فکری مشترک نیزبین آنها وجود دارد ؛ که سرچشمه آن وحدت نوع بشر و وحدت ساختار روح و جسم اوست که موجب اشتراک در اهداف گوناگون می گردد .

گرچه اصطکاک منافع ملت ها وعدم رشد عقلی کافی برای هماهنگ ساختن این منافع، هنوز مانـع از این اسـت که این واحدهای پراکنده در هم ادغام گردد و یک واحـد بزرگ بر اساس وحدت نوع بشـربه وجود آید : ولی، این قدر مسلم شـده که هیچ یک از عوامل تفرقه و جدایی گذشته یک عامل حقیقی و غیر قابل اجتناب نیسـت . همین درک ، راه را برای آینده بشریت روشن تروصاف تر می سازد. به این ترتیب روشن شد که بشریت می تواند در یک واحد مشترک ادغام گردد و گروهی بزرگ و متحد را ایجاد کند.

وصل الله علی محمد وال محمد

پایان درس بیستم


1ـ سوره فتح ـ آیه 28ـ29

2 ـ سوره بقره ـ آیه 213

پیمایش به بالا