بسم الله الرحمن الرحیم
لاحول و لا قوه الا بالله العلی العظیم
درس بیست وسوم رشد اخلاقی مهم ترین اصل وحدت
برای تشکیل یک جامعه ی حقیقی ، به خصوص دریک مقیاس بزرگ جهانی که تمام مردم دنیا را در برگیرد علاوه بر وحدت ایدئولوژیکی ، نیاز به رشد اخلاقی است . مردمی که در یک اجتماع زندگی می کنند ، هرگز نمی توانند بدون رشد اخلاق وجود یک دیگررا تحمل کنند واختلاف نظر ها را حل کنند .
رو بنای نشان دهنده وضیعت علمی و عملی هر انسان همان برخورد ها و تماس هایی است که هر شخص با دیگران و به خصوص در روبرو شدن با مسایل مختلف زندگی دارد. عکس العمل هایی که هر کس از خود بروز می دهد ، حاکی از زیر بنای روحی و معنوی شخصیت انسانی اوست ، و براساس همین آثار وبرخورد ها است که درباره شخصیت افراد یا روح و ملل داوری می شود وکتاب هایی در این زمینه نوشته می شود .
برای آشنایی با یک مرام و مکتب و مذهب راه و رسم زندگی افرادی که وابسته به آن مذهب ومسلک هسـتند بررسی می شود . و آنچه ملاک است عمل و رفتار کسانی است که خود را منسوب بدان ساخته و شناسانده اند ، از نظر جامعه شناسی ، رفتار و عمل مردم هر کیش بیانگر اصول عملی آن ملت و آییـن است .
در مکتب اسلام که دین کامل و جهانی اسـت روابط مردم با یک دیگر بر اساس اعتقاد توحیدی بنا شده و بنابر این یک پشتوانه ی بسیار استوار دارد .
پیامبر اسلام (ص) خود نمونه کاملی از حسن خلق بود ، و مردم را با خلق و خوی خویش به راه و رسم اسلامی علاقمند می ساخت . قرآن درباره او می فرماید : « وَاِنّکَ لَعَلی خُلُق عَظیم »[1]
به راستی که رفتار تو نشانه عظمت توست . ششمین پیشوای شیعیان امام صادق (ع) هم مردم را به همین امر فرموده : «کُونُوا دُعاهً لِلنّاسِ بِغَیرِ اَلسِنَتِکُم…»[2]
« مردم را با عمل به مکتب خود دعوت کنید » اکنون به سراغ طرح هایی که اسلام برای پرورش اخلاق اجتماعی انسان ها و آماده ساختن آن ها برای زندگی دسته جمعی ریخته است می رویم . البته با توجه به این که این ها تنها قسمتی از آن تعلیمات و سیع است .
اصول اخلاق اجتماعی :
1ـ رعایت عدالت حتی نسبت به دشمنان .
2ـ دوری از تحقیر و کوچک شمردن مردم .
3ـ دوری از تعصبات جاهلانه و پرهیز از تنگ نظری .
4ـ پاسخ بدی با نیکی .
5 ـ ترک خشونت .
6 ـ پی جویی حقیقت .
«جاءَ رَجُلٌ الی الصادق (علیه السلام) فقال یا ابن رسول الله اخبرنی بمکارم الاخلاق،فقال (علیه السلام ): العفوعَمَّن ظلمک وصله مَن قَطَعک و اعطاء مَن حرمک و قولَ الحق ولَو علی نفسک »[3]
« مردی به محضر امام صادق (ع) شرف یاب شد عرض کرد مرا از مکارم اخلاق آگاه سازید . حضرت در جواب او، از چند صفت انسانی نام بردند و فرمودند ، بخشش و گذشت از کسی که به تو ستمی کرده است ، اتصال و پیوند به کسی که از تو بریده اسـت ، بذل و عطا به آن که تو را محروم نموده است ، و به حق و درستی سخن گفتن اگر چه بر ضررت باشد .»
معیار ارزیابی هر کس را می توان از طـرز رفتار او با اطرافیان و هـم زندگی هایش بدست آورد و به ارزش های نزد او پی برد .
به عبارت دیگر در میدان معارضه بین خودنگری و دیگرنگری مردم اسـت که شخصیت اخلاقی وانسانی آن ها ظاهر می شود. فرهنگ یک فردی یا ملت در رابطه با فرد دیگر یا ملتـی دیگر منعـکس می شود. بینش انسانی ما در تماس های با دیگران و در روبرو شدن با حوادث و مسائل مختلف زندگی بروز می کند و میزان رشد شخصیت بدست می آید .
یک فرد تربیت یافته در مکتب اسلام در سایه جهان بینی توحیدی است که اساس همه موجـودات را از یک اصل می داند و نوعی همبستگی خاص میان خود و همه افراد انسانی ، بلکه همه کاینات احساس می کند . اسلام خواسته است تا در هر زمینه ای هر کس خود را به جای برادر دینی خویش قرار دهـد ، بدگویی از یک عضو جامعه ی اسلامی را بدگویی از خود تلقی کند و همه افراد ، حامی حقوق ، آبرو و شخصیت یک دیگر به خصوص در غیاب هم باشند .
1. رعایت عدالت حتی نسبت به دشمنان :
« یَا أیّهَا الّذِینَ ءَامَنُوا کُونُوا قَوّامِینَ لِلّهِ شُهَدَاءَ بِالقِسطِ وَ لا یَجرِمَنّکُم شَنَئَانُ قومٍ عَلَی اَلا تَعدِلُوا اعدِلُوا هُوَ أقرَبُ لِلتّقوَی وَ اتّقُواللهَ إِنَّ اللهَ خَبِیرُ بِمَا تَعمَلُونَ » [4]
[ ای ایمان آورده ها برای خدا در راه خدا پا بر جا باشید ، شهادت شما به منظـور بر قراری عدل و قسط و رفع ستم باشد ، دشمنی یا گروهی وادارتان نسازد که شما پا را از عدل فراتر نهید و از شـهادت درسـت روی گـردان شـوید ـ ] تا به تهمـت و افتـراء و تعصـب نا به جا و شهـادت نا حـق برضرردشمن بی گناه آلوده شوید همیشه راه عدل را انتخاب کنید که به تقوا و بزرگواری نزدیک تر است ، خدا را در نظر بگیرید که بر همه اعمال و جزئیات آن چه می کنید آگاه است.[
امام سجاد ( علیه السلام ) می فرمایند :
« خدایا مرا یاری کن تا بتوانم هرحقی را در جای خودش پیاده کنم »
با این فرمایش امام فرق بین عمل حسنه و صالح را بدست می آوریم عمل « حسنه » هر عمل نیکویی است ، اما عمل « صالـح » عملی است که در جای خود صورت بگیرد ، مثلا اظهار محبت نسبت به فرزند خوب اسـت اما آیا همه جا خوب است ؟ در برابر خطای فرزند ابراز کردن محبت خـوب که نیست بلکه اثر منفی هم می تواند داشته باشد . پس عمل صالح عمل به جاست .
برای این منظور باید عواملی که موجب خود بزرگ بینی است کنار بزنیم تا بتوانیم بر خودغلبه کنیم. قرآن می فرماید :
« وَ اخفِض جَنَاحَکَ لِمَنِ اتّبَعَکَ مِنَ المُؤمِنِینَ »]5[
« بالت را برای مؤمنین فرود آر »
گاهی پرنده ای را می بینید مثلاً عقاب که خیلی بلند پرواز است عقاب اوج می گیرد وبال می زند، بعد مدتی بالش را مستقیم و بی حرکت نگه می دارد و می رود . اما پرندگان کوچکتر مثل گنجشگ و کبوتر در افق کوتـاه تـری پرواز می کنند. مانند یک پـرنده بلند پرواز مبـاش. بال هـایت را پاییـن بگیـر زیردست هایت را ببین کوچک بال بزن با این ها باش و مخالف زورگویی و تعدی هر کس باش .
2. دوری از تحقیر و کوچک شمردن مردم :
عن النبی (ص) قال :« اَذَلّ النّاسِ مَن اَهانَ النّاسَ »]6[
پیامبر اسلام فرمـودند : « خوارترین مردم کسی است که به مردم اهـانت کند ، وباعـث تحقیر آنان گردد»
اشخاص پست و فرومایه از عیوب و خطاهای اشخاص بزرگ حظ فراوان می برند ، وقتی کسی مورد انتقاد و لگد دیگران واقع می شود ؛ غالباً علتش این است که لگد زننده از این کار خود احساس بزرگی و اهمیت مــی کند و اکثـر اوقات نشان این است که طرف کار بزرگی انجام داده است قابل توجه است که بسیاری از مردم از تخطئه کردن کسانی که معلومات و موفقیت آنها از خودشان بیشتر است حظ و لذت و حشیانه می برند .
دیل کارنگی می گوید : تحقیر و انتقاد ظالمانه و بی جا نوعی تعریف و تحسین خود در لباس مبدل است . در نهاد گروهی از افراد تمایل شومی وجود دارد که پیوسته آنها را به بدگویی مردم که با سرزنش و استهزاء آمیخته است تحریص می کند ، با این که خود ، دارای عیوب فراوانی هستند ، با این وصف از تهذیب خویش چشم پوشیده و تنها به تعقیب نواقص دیگران می پردازند. عواملی که انسان را به این عمل زشـت وادار می کند یک نوع احساس حقارت و پستی طبیعت است که در اثر غرور و خود خواهی تحریک و تقویت می شود و موجب اشتباهات فراوانی می گردد ، و او را در قضاوت ها و داوری های غلط و ناجوان مردانه جسور و بی باک می سازد.
قال رسول الله (ص) :
« قالَ الله عزّوجلّ مَن استَذَلّ عَبدِی المؤمن فَقَد بارزَنی با المُحارَبه …»]7[
پیامبر اسلام (ص) فرمودند : « خداوند عزوجل می فرماید کسـی که که بنده مؤمـن مرا خـوار و ذلیـل گرداند پس به تحقیق به محاربه با من در آمده است »
امام صادق ( علیه السلام ) می فرمایند :
« قال الله عزوجّل: لیأذن بحرب مِنّی من آذی عبـدی المؤمن ، وَلّیاً من غضبی من اکـرم عبدی المؤمن… الحدیث »]8[
« خداوند عـزوجل فرمود : کسی که بنده مؤمن مرا اذیت کند با من جنگیده است و کسی که بنده مؤمن مرا گرامی بدارد ، از غضب من باید ایمن باشد »
چه زیباست روحی بزرگ داشتن ، آن چنان که دیگر نیازی به خودنمایی و سعی در تحقیـر و کوچک شمردن دیگران نشود ؛ باید بزرگتراز این شد وباید فکر وروان را از مرز خود خارج ساخت . تنها کسانی که از خود رها شده و به خدا پیوسته اند در صدد تحقیر وآزار دیگران بر نمی آیند چون رسول خدا (ص) نفرموده :« من آذی مو منا آذاه الله ومن احزنه احزنه الله»کسی که مؤمنی رااذیت کند خدا اورا اذیت می کند وکسی که مؤمنی را اندوهگین کند خدا او را اندوهگین می کند. بلکه فرموده است: ( من استذل عبدی المؤمن … )
1. ترک خشونت :
توسل به خشونت نه تنها تأثیری در تخفیف بحران ها و مشـکلات ندارد ، بلکه غالباً بحران را نیـز تشدید می کند ولی چون راه های مسالمت آمیز و ترک خشـونت جنبه عقـلایی دارد و اِعمال خشونت جنبه احساسی ، از طرف دیگر آخرین مرحله رشد انسانی رشد و تکامل عقلانی اوست در حالی کـه پرورش احساسات دردوران کودکی است ؛ این راه یعنی خشونت اگر چه از جنبه مطالعـات اجتمـاعی مردود است اما در آخرین مرحله که تمام راه ها بسته شد ، این راه تجویز شده است .
اسلام هر گونه خیر و برکت را در مرحله اول از آنِ رفق و مدارا می داند .
عن النبی (ص) : « اِنّ فِی الرّفقِ الزِّیا دَهَ وَ البَرَکَهَ وَ مَن یُحرَمِ الرّفقَ یُحرَمِ الخَیرَ »]9[
«دررفق و مدارا فراوانی و برکت است وکسی که از مدارا و نرمشی محروم باشد از خیر محروم خواهد بود.»
2. عن الباقر(ع):« قال رسول الله اِنّ الرِّفقَ لَم یُوضَع عَلی شَیئیٍ اِلا زانَهُ،وَلا نُزِعَ مِن شَیئیٍ الا شانََهُ .»]10[
« مدارا با هر چه همراه باشد آن را زینت می دهد ، و از هر چیز جدا شود نازیبایش می کند »
نکته قابل توجه :
بسیاری از دشمنان اسلام می کوشند به اسلام قیـافه خشونت آمیز بدهند و جنگ های اسلامی را بهانه قرار داده اند از این راه سم پاشی می کنند ، لذا ما برای روشن شدن مساله باید روش پیامبر گرامی اسلام را در همان جنگ ها با دشمنانش که تشنه خون او بودند و سد راه او و هم چنین رفتـار آن بزرگوار را با اسرای جنگی و اقوام شکست خورده یا با مجروحان میدان نبرد مورد مطالعه قرار دهیم که خود یکی از ارزنده ترین شواهد طرف داری اسلام از مسالمت و ترک توسل به خشونت است . لازم به ذکر است : نرمش و انعطاف و رفق تسلیم دربرابر زورگویی ها وخشونت تبهکاران و دشمنان لجوج و خون آشام و استعمارگران نیست . بلکه همان طور که قرآن صریحاً در سوره فتح مسیرها را مشخص می کند. «…اَشِدّاءُ عَلَی الکُفّارَ رُحماءُ بَینَهُم …»]11[ باید در برابر دشمنان روشی شدید اتخاذ کرد و در برابر دوستان با نرمش و مدارا رفتار کرده و هم چنین با دشمنانی که احتمال زیان از ناحیه آنان نمی رود نیز جای نرمش است. قرآن می فرماید .
«لا یَنهاکُمُ اللهُ عَنِ الّذینَ لَم یُقاتِلُوکُم… »]12[
« خدا شما را از دوستی آنان که با شما در دین قتال و دشمنی نکرده است …»
پاسخ بدی با نیکی :
قرآن می فرماید:« وَ لا تَستَوِِی الحَسَنهُ وَلا السّیِئَهُ ادفَع بِالّتِی هِـیَ أَحسَنُ فَإذَالّذِی بَینَکَ وَ بَینَـهُ عَدَاوَه کَإنّهُ وَلِیٌّ حَمِیم. وَ مَا یُلَقّاهَا إلا الّذِینَ صَبَرُوا وَ مَایُلَقّاهَا إلا ذُو حَظٍّ عَظِیمٍ. وَ إمّـا یَنزَغَنّکَ مِنَ الشّیطَانِ نَـزغ فَاستَعِذ بِاللهِ إنّهُ هُوَ السّمِیعُ العَلِیمُ »]13[
« خوبی و بدی یکسـان نیسـت دفع کن ] بدی را [ به آنچه بهتر اسـت پـس آن گاه بیــن تو و دشـمنت ( دوستی برقرار می شود.) گویا که اوست دوستی مهربان و داده نشود (آن صفت) مگر به صاحب ؟ بزرگ ، و اگر شیطان ( در اثر وسوسه ) تو را از جای بدر آورد . پس پناه بر خدا ( از شر وسوسه او ) بدرستی که او شنوا و داناست »
در بین افراد بشر کمتر کسی است که از خطا و اشتباه و گاهی تعمد در پایمال کردن حقوق دیگران مصـون باشد ، و اگر افراد یک جامعه بخواهـند هر کدام بر اسـاس اصل انتقام عمل کنند روز به روز
بر خوردهای اجتماعی شدید تر شده و آتش جنگ و نـزاع هرگز خاموش نخواهد شد و هرکدام پاسـخ جنایت دیگری را سخت تر و سنگین تر خواهد داد ، نزاع به صورت تسلسل در جامعه ادامه پیدا می کند و تنـها چیـزی که می تواند این آتـش را خامـوش نمـوده و این سلسـله را قطـع کند عفـو و گذشـت و چشـم پوشـی است ، و نیز یاد آور می شـویم افرادی که با گذشت و عفو رشته تنازع را قطع می کنند .
اضافه بر خدمت به دیگران برای خود فضیلت اخلاقی بزرگی کسب می کنند ، و مهم تر از ایـن دو اجتماعی را از زیان های کشمکش آسوده می سازند . لذا اسلام انسان ساز عفو و گذشت را یکی از مهمترین وظایف مسلمانان شمرده است. قرآن می فرماید:
« …وَلیَعفُوا وََلیَصفَحُوا ألا تُحِبّونَ أن یَغفِرَالله لَکُم … »]14[
« پس باید ببخشند و چشم بپوشند آیا دوست ندارید که خدا شما را ببخشد . »
در این آیه اشاره به این حقیقت شده که هر یک از شما گناهانی دارید ، همان طور که دوست دارید خداوند از گناه شما بگذرد ، شما نیز از حق خود که از ناحیه برادران خود پیدا می کنید بگذرید .
عفو و اغماض نشانه شخصیت و اراده قوی افراد است و یک نوع تسلط بر نفس و بزرگ منشی و عظمت روحی که می تواند بر نیروی قوی غضب غلبه کند ، لذا به هر اندازه عفو و گـذشت بیشتر نشان داده شود ارزش افراد و آبروی آن ها بالاتر خواهد رفت و عزیز و محترم خواهد شد .
عن ابی عبدالله (ع) قال :
قال رسول الله (ص) : «عَلَیکُم باِ لعَفوِ فَاِنّ العَفوَلا یَزیدُ العَبدَ اِلا عِزّاً ، فَتَعا فُوا یُعِزّکُمُ الله »]15[
پیامبر گرامی اسلام (ص) فرمودند: « عفو و بخشش را فراموش نکنید ، زیرا عفو بر عزت بنده می افزاید پس یک دیگر را عفو کنید تا خدا به شما عزت دهد . »
و صل الله علی محمد و آل محمد پایان درس بیست و سوم
پایان درسهای اخلاق
مرداد ماه – 1384
1 ـ سوره قلم ـ آیه 4
2 ـ اصول کافی ـ جلد 3 ـ کتاب ایمان و کفر ـ باب الورع ـ حدیث 14 ـ صفحه 124
3ـ معانی الاخبار ـ جلد 1 ـ صفحه 419 ـ حدیث 1
4 ـ سوره مائده ـ آیه 8
5 ـ سوره شعراء ـ آیه 215
6 ـ نهج الفصاحه ـ کلمه 250 ـ صفحه 48
7 ـ وسایل الشیه ـ جلد 8 ـ باب 147 ـ حدیث 3 ـ صفحه 591
8 ـ وسایل الشیه ـ جلد 8 ـ باب 145 ـ حدیث 1 ـ صفحه 587
9 ـ اصول کافی ـ جلد 3 ـ کتاب ایمان و کفر ( باب الرفق ) حدیث 7 ـ صفحه 182
10ـ اصول کافی ـ جلد 3 ـ کتاب ایمان و کفر ( باب الرفق ) حدیث 6 ـ صفحه 182
11 ـ سوره فتح ـ آیه 29
12 ـ سوره ممتحنه ـ آیه 8
13 ـ سوره فصلت ـ آیه 34 تا 36
14 ـ سوره نور ـ آیه 22
15 ـ اصول کافی ـ جلد 3 ـ کتاب ایمان و کفر ـ باب العفو ـ حدیث 5 ـ صفحه 167