tahaie4
tahaie4

 درس بیست و یکم: اسلام و پیوند اجتماعی

 بسم الله الرحمن الرحیم


لاحول و لا قوه الا بالله العلی العظیم

درس بیست و یکم                   اسلام و پیوند اجتماعی

اسلام برای تشکیل یک جامعه ی جهانی از جهات مختلف راه را باز کرده است. [ اولا در جامعه ای که اختلاف نژادی در آن حکم فرما بوده و حساب قبایل و طوایف در آن کاملا از یک دیگر جدا بود . اسلام مساله نژاد را به کلی از ردیف مسائل اجتماعی خارج  نمود و آنرا به کلی از ارزش انداخت. ]

قرآن می فرماید : 

« یَأَ اّیهَا النّاسُ إنّا خَلَقنَاکُم مِّن ذَکَرٍ وَأُنثَی … »[1]

« ای مردم ما شما را از یک زن و مرد آفریدیم … »

به این ترتیب اخوت انسانی را جانشین اخوت قبیلگی نمود. و گاهی با منطق دیگر به آن ها فهماند که مساله حفظ انساب و ارتباط و انتساب افراد به طایفه و قبیله و پدران گرچه لازم است ولی این لزوم به خاطر تفاخر نیست ، بلکه به جهت شناسایی افراد از طریق این دسته بندی های خاص اجتماعی است .
حفظ حقوق بشر ایجاب می کند که افراد از یک دیگر شناخته شوند.برای این موضوع راهی طبیعی تر و صحیح تر از انتساب به پدران و نیاکان نیست.  پس می فرماید :

«وَجَعَلنَاکُم شُعُوباً وَ قَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا …»[2]

«  شما را به گروه های مختلف تقسیم کردیم تا یک دیگر را بشناسید . »

و در دنباله آیه ثابت کرد که کرامت و ارزش افراد به خاطر سجایای روحی آن ها ـ تقوا و پر هیزکاری ـ اسـت[ .اِنّ اکرمکم عندالله اتقاکم ]ثانیا : بی ارزشی یکی ازعوامل تفرقه را که مرزهـای  جغرافیایی است با حکایات قرآنی خود روشن ساخت.

«یَاعِبَادِیَ الّذینَ ءَامَنُوا إنّ اَرضِی وَاسِعَه فَإیّایَ فَاعبُدُونِ »[3]

«ای بندگان من زمین من پهناور است ( هر کجا می خواهید بروید ) و مرا پرستش کنید . شما محدود به منطقه و کشور خاصی نیستید. پس دستور می دهد ، در هر جای زمین برای مشاهده آثار تمدن ها ی بر باد رفته پیشینیان و گرفتن عبرت از زندگی آمیخته به گناه و ظلم آن ها سیر نمـایند و خودتان را به یک شهر محدود نکنید.

«…  فَسِیرُوا فِی الاَرضِ فَانظُرُوا کَیفَ کَانَ عَاقِبَهُ المُکَذِّ بِینَ »[4]

و در آیه دیگر مجموع روی زمین را میراث بندگان شایسته خود می شمارد و می فرماید :

«  …أَنَّ الأرضَ یَرِثُهَا عِبادِیَ الصّالِحُونَ»[5]

« حکومت زمین را افراد صالح به ارث می برند »

 و در آیه ای دیگر به صراحت دستور می دهد که  مسلمانان اگر در شهر و دیار خود برای اجرای وظایف الهی خویش با مشکل و سخت گیری مواجه شدند ، به نقاط دیگری از کره زمین مهاجرت کنند و کسانی را که از هجرت خودداری کردند سرزنش و توبیخ می نماید .
«… قَالُوا أَلَم تََکُن أَرضُ اللهِ وَاسِعَهً فَتُهَا جِرُوا فِیهَا… »[6]

« مگر زمین خدا گسترده نبود تا مهاجرت کنید »

 البته مکتبی که بر پایه اصول انسانیـت و حقوق بشـر استوار شـده غیر از این نمی تواند باشد قرآن
 می فرماید :

 «وَاعتَصِمُوا بِحَبلِ اللهِ جَمِیعاً وَلا تَفَرّقُوا وَ اذکُرُوا نِعمَتَ اللهِ عَلَیکُم إِذ کُنتُم أَعدَاءً فَألّفَ بَینَ قُلُوبِکُم فَأصبَحتُم بِنِعمَتِهِ إخوَاناً… »[7]

« همگی به ریسمان محکم خدا چنگ زنید ومتفرق نشوید ، بیاد آرید نعمت خدا را آن گاه که با یک دیگر دشمن بودید ، و خدا شما را با هم آشنا کرد و دلهای شما را به هم پیوند داد و صبح کردید در حالی که با هم برادر بودید »

       اسـلام در همـه زمینه ها معیـار و ملاک داده اسـت ، از آن جمـله بـرای اتحـاد و پیـوند اجتمــاعی «حبل الله» را نشان داده. به وسیله «الله» خودتان را نگهدارید و به ریسمان خدایی چنگ زنید .

ضمناً روی کلمه «جمیعاً» نیز تکیه کرده، پس نمی گوید « تک تک به ریسمان خدایی چنگ زنید» ،بلکه می گوید همگی ودلیل آن درجمله بعد نهفته است.«ولا تفرقوا»جدا نشوید. به دنبال آن«واذکروا نعمت الله علیکم» دشمنی ها واختلاف گذشته رابه ما یادآوری می کند.

اگر بخواهیم زدگی یا پارگی های پارچه ای را پیدا کنیم باید آن را در مقابل روشنایی و نور قرار دهیم ، هم چنین اگر بخواهیم بفهمیم در یک جامعه چه اندازه پارگی و جدایی وجود دارد باید پرده افکار آن جامعه را در مقابل نور حقیقت قرآن قرار دهیم و با دیده عقل نظر کنیم تا بفهمیم تا چه اندازه وحدت اجتماعی در آن قوم از بین رفته است .

در فقه اسلامی در باب جهاد بحثی تحت عنوان« مرابطه» یعنی آمادگی برای حفظ مرزهای اسلامی ، در برابر هجوم احتمالی دشمنان دیده می شود ، که احکام خاصی هم برای آن ذکر شده است .

نا گفته پیداست که درداخل حوزه اسلام به هیچ وجه مرز و تقسیم بندی جغرافیایی وجود ندارد ، و در بیرون حوزه اسلام نیز تنها مرزهای فکری و اعتقادی است ، نه نژادی ، اقتصادی جغرافیایی و….

اسلام با معارف و احکام ویژه خود، برای ایجاد یک وحدت فکری و به اصطلاح وحدت ایدئولوژیکی، تلاش بسیاری، در میان تمام افراد بشر نموده است . ضمناً باید توجه داشت وحدت فکری وعقیدتی که اسلام پایه گذار آن است بر خلاف روابط فکری و ایدئولوژیکی احزاب سیاسی و امثال آن ها ، مخصوص طبقه وجمعیت و ملت خاص نیست ، بلکه مربوط به همه ی جامعه ی بشریت است و این یک امتیاز بزرگ برای اید ئولوژی اسلامی محسوب می گردد ، که به هیچ وجه رنگ طبقاتی و منطقه ای ندارد ولی احزاب و دسته های سیاسی جهان ، و مکتب های فلسفی وابسته به آن گرچه به ظاهر اساس کارشان را بر وحدت فکری و مرامی قرار داده اند ، اما همه در این عیب بزرگ مشترکند که یا از آغاز جنبه عمومی و جهانی نداشته اند و یا بعد آن را از دست داده اند . مثلا نژاد آلمانی در حزب نازی ، و نژاد یهود درصهیونسیم و منافع خصوصی آن ها، زیر بنای اصلی احزاب مذکور را تشکیل می دهند . یا احزاب کمونیست ، امروز رنگ محلی داشته و حافظ منافع یک کشور خاص می باشند؛ به همین دلیل کمونیسم در هر یک از کشور ها به رنگ خاصی در آمده است . در نتیجه آن ها هم تنها مربوط به یک دسته ازافراد بشرمی باشند . آنان مدعی اند باید طبقات ومرزهارا ازاجتماع انسانی برچید ، وجامعه ی جهانی بدون طبقات بوجود آورد ، ولی این طرح هنوز پیاده نشده و قراین هم نشان می دهد که در آینده هم پیاده نخواهد شد .


وصل الله علی محمد وال محمد                                           پایان درس بیست و یکم


1ـ سوره حجرات ـ آیه 13

2ـ سوره حجرات ـ آیه 13

3ـ سوره عنکبوت ـ آیه 56

4ـ سوره نحل ـ آیه 36

5ـ سوره انبیاء ـ آیه 105

6ـ سوره نساء ـ آیه 97

7ـ سوره ال عمران ـ آِیه 103

پیمایش به بالا