tahaie4
tahaie4

درس سوم: عقل

بسم الله الرحمن الرحیم


لاحول ولا قوه الا بالله العلی العظیم

 درس سوم                                                                                            عقـل


قال امیرالمومنین(علیه السلام)

« ان الله خصَّ الملک بِالعقل دون الشّهوه و الغضب، و خَصّ الحِیوانات بهما دونه ، و شَرّف الانسان باعطاءالجمیع، فان انقادت شهوتُه وغَضبه لعقله صار اَفضل من الملا ئکه لوصوله الی هذه المرتبه مَع وجُودِ المنازع…..» [1]

 امیرالمومنین علی (علیه السلام)می فرمایند:

خداوند فرشته را تنها عقل داد (نه شهوت ونه غضب)، و حیوانات را شهوت و غضب داد، ( نه عقل) ولی انسان را بااعطای همه اینها شرافت بخشید؛ لذا اگر شهوت و غضب وی تحت فرمان عقلش قرار گیرد بالاتر از فرشتگان خواهد بود، زیرا با وجود نیروی مخالف به چنین مقامی رسیده است.

از مطالب بالا به این نتیجه می رسیم که در روح انسان دو کانون ودو مرکز ، با فعالیت های مختلف و با تجلّیات روحی گوناگون وجود دارد: یکی به نام قلب و دیگری عقل که فکر ، اندیشه ،‌ بینش وسیع ، حسابگری ،‌ منطق ، استدلال و علم مربوط به عقل و خواستن ، آرزوکردن ، شیفته شدن و بالاخره به حرکت درآوردن مربوط به قلب می باشد ‌و هر دو کانون برای انسان لازم ومفید است.

 کسانی که دلی افسرده و بدون امید وآرزو وخواهش دارند ، افرادی سرد ، بی حرکت ، بی تفاوت ، بدون فعالیّت و به مرگ نزدیک تر ازحیاتند و کسانی که از نیروی عقل بهره نمی گیرند ، مانند ماشینی هستند که شب تاریک در یک جاده خطرناک بدون چراغ و راهنما در حرکت باشد.

لازم است میان این دو کانون یک هماهنگی وجود داشته باشد ؛ یعنی عقل هم باید خوبیِ چیزی راکه دل می پسندد تصدیق کند ولی اگراین هماهنگی نباشد ، تنازع وکشمکش بین عقل وقلب درمی گیردو اختلاف افراد هم از همین ناحیه پیش می آید ، یک دسته از عقل فرمان می برند و دسته دیگراز قلب وانسان اگر بخواهد فرمان عقل رابپذیرد باید با دل مخالفت کند که همان مبارزه با نفس امّاره است واین مبارزه به نیروی قوی ایمان نیاز دارد.

حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله به جوانانی که بوسیله وزنه برداری بازوی خود را آزمایش می کردند فرمود: قوی ترین شما آن کسی نیست که بازوی قوی ترداشته باشد،بلکه کسی است که روحیه قوی تر داشته باشد که هنگام غضب وسرور نفس امّاره زمام را از کف عقلش نگیرد.

درمقام تهذیب نفس همیشه جنگ وستیزی عجیب بین دوکانون عقل ودل بر پاست. تزکیه وتهذیب نفس برای هماهنگ ساختن این دو کانون است که مستلزم ضبط وکنترل خواهش های دل ؛ چون نظم از عقل به وجود می آید وآشفتگی وخود سری از قلب ناشی می شود.

پیغمبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله با روایتی لطیف این جنگ وستیز را بیان فرموده اند ، زمانی که اصحاب از جهاد برمی گشتند ، حضرت فرمودند:

« مَرحَبا بقوم قضّواجَهاد الا صغر …. یا رسول الله وما الجهادُ الأکبر ؟ قال: جهادالنفس »[2]

مرحبا به مردمی که جهاد کوچک تررا گذراندند … بر شما باد به جهـاد بزرگتـر! سـوال کردند جهـاد بزرگ ترچیست؟ فرمودندجهاد با نفس ومبارزه با خواهش های دل.

دراین کشمکش ها گاهی عقل ، دل را تحت تأثیر قرار می دهد ، گاهی دل ، عقل را فرمان بردارخود
 می کند که در صورت دوم خطر شدید تر است.

 توضیح این که عقل دروجود انسان ، نقش قوه قضاییه و دل نقش قوه مجریه را دارد. قوه قضاییه باید آزادی و استقلال داشته ، محترم باشد تا بتواند در امورآن طور قضاوت کند که حق است ؛ ولی اگـر دست نشانده خواهش ها شد انتظارعدالت از او نمی رود.

ازسخنان علی (علیه السلام) است که می فرماید:

« وَمَن عشقَ شَیئا اَعشی (اعمی) بَصَرهُ وَ اَمرَضَ قََلبَه.» [3]

هرکس که به چیزی عشق ورزید و خواهش دل نسبت به آن طغیان کرد ، آن عشق موجب شب کوری او می شود وروحش(قلبش)رامریض می کند. یعنی دیگرنمی تواند بد را بد و خوب را خوب ببیند.

قرآن می فرماید:


« اَفَمن زُینَ لَهُ سُوءُ عَمَلِه فَراهُ حَسنا » [4]

پس آیا آن کس که عمل بدش درنظرش آراسته شد ، مانند آن کس است ، که چنین نیست و بد را بد وخوب را خوب می بیند؟

 تمرین تعقل وعاقبت اندیشی.

انسان برای این که بتواند عقل خود را از چنگال تسلط شهوات نجات دهد وجسم وجان ودین وخرد ودنیا وآخرت خود را سلامت نگه دارد ، راهی جزتقویت نیروی عقل ندارد. یکی از راه های تقویت این نیرو آن است که کاری کند تا تعقل وتفکر در کارها برایش به صورت یک عادت در آید واز عجله در تصمیم بپرهیزد.

شخصی از پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله درخواست نصیحتی کرد ، حضرت فرمودند: اگر تو را نصیحتی کنم آیا به آن عمل خواهی کرد؟ آن مرد در جواب گفت : بلی . تا سه مرتبه این سوال وجواب بین حضرت و آن مرد ردّ و بدل شد. نبی مکرّم اسلام پس از تعهد مؤکد فرمودند:
«اذا هَمَمت بِامرِ فَتَدَبّر عاقِبَته»[5]

« هرگاه تصمیمی گرفتی اوّل در عاقبت کار بیندیش» اگر رشد و هدایت است ، آن را دنبال کن  و اگر شرّ وظلالت است ، از آن دوری نما.


وصل الله علی محمد وال محمد

پایان درس سوّم


1.      النراقی – محمد مهدی- جامع السعاده. ج ا-  ص 34 – چاپ 1383 نجف اشرف-

2.      الصدوق محمد بن علی بن ال حسین معانی الاخبار –  ص160 –  موسسه دار العلم – قم – 1379  هـ .

3.      دشتی –  محمد- نهج البلاغه- خطبه109- فراز4- ص204 ا نتشارات الهادی- چاپ19- بحار- 81

4.       سوره فاطر، آیه8

5.      وسائل الشیعه – ج 15 – کتاب الجهاد – باب 33 –  ص 282

پیمایش به بالا