پندهای امام عسکری (علیه السّلام) به شیعیان
درسی از محضر استاد طاهایی (رحمه الله علیها)
امام حسن عسکری (علیه السّلام) به شیعیان خود میفرمایند: « أُوصِیکُمْ بِتَقْوَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ الْوَرَعِ فِی دِینِکُمْ وَ الِاجْتِهَادِ لِلَّهِ وَ صِدْقِ الْحَدِیثِ وَ أَدَاءِ الْأَمَانَهِ وَ طُولِ السُّجُودِ وَ حُسْنِ الْجِوَارِ فَبِهَذَا جَاءَ مُحَمَّدٌ ص أَدُّوا الْأَمَانَهَ إِلَى مَنِ ائْتَمَنَکُمْ عَلَیْهَا بَرّاً أَوْ فَاجِراً فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص کَانَ یَأْمُرُ بِأَدَاءِ الْخَیْطِ وَ الْمِخْیَطِ- صِلُوا عَشَائِرَکُمْ وَ اشْهَدُوا جَنَائِزَهُمْ وَ عُودُوا مَرْضَاهُمْ وَ أَدُّوا حُقُوقَهُمْ فَإِنَّ الرَّجُلَ مِنْکُمْ إِذَا وَرِعَ فِی دِینِهِ وَ صَدَقَ الْحَدِیثَ وَ أَدَّى الْأَمَانَهَ وَ حَسُنَ خُلُقُهُ مَعَ النَّاسِ قِیلَ هَذَا جَعْفَرِیٌّ فَیَسُرُّنِی ذَلِکَ وَ یَدْخُلُ عَلَیَّ مِنْهُ السُّرُورُ وَ قِیلَ هَذَا أَدَبُ جَعْفَرٍ وَ إِذَا کَانَ عَلَى غَیْرِ ذَلِکَ دَخَلَ عَلَیَّ بَلَاؤُهُ وَ عَارُهُ وَ قِیلَ هَذَا أَدَبُ جَعْفَرٍ فَوَ اللَّهِ لَحَدَّثَنِی أَبِی ع أَنَّ الرَّجُلَ کَانَ یَکُونُ فِی الْقَبِیلَهِ مِنْ شِیعَهِ عَلِیٍّ ع فَیَکُونُ زَیْنَهَا آدَاهُمْ لِلْأَمَانَهِ وَ أَقْضَاهُمْ لِلْحُقُوقِ وَ أَصْدَقَهُمْ لِلْحَدِیثِ إِلَیْهِ وَصَایَاهُمْ وَ وَدَائِعُهُمْ تُسْأَلُ الْعَشِیرَهُ عَنْهُ فَتَقُولُ مَنْ مِثْلُ فُلَانٍ إِنَّهُ لآَدَانَا لِلْأَمَانَهِ وَ أَصْدَقُنَا لِلْحَدِیثِ». (الحدیث، فرهنگ سخنان امام عسکری، ص380)
شما را سفارش میکنم به تقوای الهی، پارسایی در دینتان، کوشش و تلاش برای خدا، راستگویی، ادای امانت به هرکس که شما را امین شمارد، چه نیکوکار و چه بدکار، طول سجود، خوش همسایگی، چرا که حضرت محمّد (صلّی الله علیه و آله) همین را آورده است. در عشیره های آنان (اهل سنّت) نماز بخوانید، در تشییع جنازه هایشان حاضر شوید، از بیمارانشان عیادت کنید، حقوقشان را ادا کنید، همانا هر کدام از شما هرگاه در دین خود پرهیزکار باشد و در گفتارش راستگو و در کردارش امانت دار و اخلاقش با مردم نیکو باشد، گفته میشود: این شیعهی من است و این مرا خوشحال میکند….
توصیه های امام عسکری (علیه السّلام) در این سفارش مهم شامل چند بخش است. در ابتدا سفارش به تقوا و ورع مینمایند که این سیرهی آباء و اجداد طاهرینشان است. سپس به دستورات اخلاقی نظیر راستگویی و ادای امانت و … اشاره مینمایند و در نهایت نکاتی را پیرامون آداب معاشرت بیان مینمایند. اینک فصل های مهم این حدیث گران سنگ را مرور میکنیم.
1) سفارش به تقوا: «اوصیکم بتقوی الله»: تقوا تنها به معنای پرهیزکاری نیست بلکه دارای مفهوم گستردهای میباشد که ابعاد مختلفی را دربرمیگیرد. به عنوان مثال تقوای زبان این است که از دروغ و غیبت پرهیز نموده و از گفتن سخن حق و دفاع از مؤمنین خودداری ننمایند. در جایی که لازم است حکمت بگوید و آن جا که سزاوار است لب فروبندد. سخن ملایم و جدال نیکو در جای خودش به کار رود و از فحش و ناسزا و بدگویی پرهیز شود. پس میبینیم تقوا هم در جنبه ی منفی زبان است و هم در جنبه ی مثبت. وقتی من تقوای واقعی خواهم داشت که همه ی جوانب را در نظر بگیرم.
2) توصیه به ورع: «والورع فی دینکم»: ورع از تقوا بالاتر است.
امام عسکری علیه السّلام در سخن دیگری میفرمایند: «اورع النّاس من وقف عندالشّبهه» (تحف العقول،ص519): پارساترین مردم کسی است که در مورد شبهه توقّف کند.
توقّف کردن نزد شبهه یعنی انسان کاری را که نمیداند حلال است یا حرام، انجام ندهد و چیزی که حلال و حرام بودن آن معلوم نیست، نخورد. البتّه از نظر فقهی چیزی را که حلّیت یا حرمت آن مشخّص نیست، استفاده کردنش جایز است، روی اجرای اصل اصاله الصّحه یا اصل برائت؛ یعنی، میگوید: من ذمّه ام بری است از حرمت این شیء پس میتوانم بخورم. امّا شخص با ورع از چیزهایی که شبهه ناک است پرهیز میکند.
3) سعی و کوشش برای خدا: «… والاجتهاد للّه»، شما میدانید انسان پیوسته در سعی و کوشش است. هر انسانی به صورتی و شکلی تلاش دارد و هیچ وقت بیحرکت و بدون هدف نیست در این جا امام (علیه السّلام) میفرمایند: هدف و سعی و کوشش خود را در راه خدا قرار دهید.
4) راستگویی: «… صدق الحدیث …» دروغ یکی از علایم بی ایمانی است، یعنی: مؤمن دروغ نمیگوید. من خودم هر وقت میخواهم کسی را بشناسم درجات ایمانی او را از راستگویی اش میشناسم که اگر یک مرتبه از او دروغ بشنوم یا یک مرتبه انسانی را به دروغ گویی هدایت کند، مثل این که آن شخص در نظر من از آسمان به زمین میخورد و دیگر قابل اعتماد نیست.
از ائمه ی اطهار در چندین روایت نقل شده است که به طولانی بودن رکوع و سجود شخص نگاه نکنید، چرا که این امری است که به آن عادت نموده و اگر آن را رها کند به خاطر آن گرفتار وحشت و اضطراب میگردد و به جای آن به راستگویی و ادای امانتش نظر کنید (تفسیر صافی،ج2،ص237).
انسان هیچگاه از راستگویی در زندگی ضرر نمیکند، همانطور که پیامبر(صلّی الله علیه وآله) میفرمایند: «النّجاه فی الصّدق کما انّ الهلاک فی الکذب».
کذب دارای انواع قولی و عملی است. چه بسا زبان چیزی میگوید ولی اعضا و جوارح طور دیگری عمل میکنند که این خود نفاق است و منافق دروغگوست. علی (علیه السّلام) در دعای کمیل میفرمایند: «حتّی تکون أعمالی و أورادی کلّها وِرداً واحداً…»
5) ادای امانت: «…أَدُّوا الْأَمَانَهَ إِلَى مَنِ ائْتَمَنَکُمْ عَلَیْهَا بَرّاً أَوْ فَاجِراً…» از صفات بارز مؤمنان ادای امانت است. در بیان اهمیّت امانتداری همین بس که امام صادق (علیه السّلام) میفرماید: کسی که به علی (علیهالسّلام) شمشیر زد و او را به شهادت رساند اگر مرا امین خود قرار دهد و از من نصیحت و مشورت بخواهد و من آن را قبول کنم، امانت را به او باز خواهم گرداند(تفسیر صافی، ج2،ص 237). امانت تنها چیزی نیست که نزد کسی بگذارند و او آن را حفظ کرده و صحیح برگرداند؛ بلکه شامل اسرار، مجالس و گفتگوهای بین افراد میشود. اسرار را نمیتوان فاش نمود مگر در صورتی که پوشیدن آن به دین یا جامعه ضرر برساند که برای جلوگیری از آن ضرر افشای آن سخن اشکال ندارد آن هم به کسانی که بتوانند دفع ضرر کنند.
6) سجده های طولانی: «… طُولِ السُّجُودِ…» اگر میخواهید محبوب خدا شده و به او نزدیک شوید، سجدهی زیاد بکنید. هر وقت موقعیتی به دست میآورید به سجده بروید چون نزدیکترین حالات بنده به خدا، حالت سجده است؛ قبل و بعد از نمازتان سجده کنید؛ وضو که میگیرید سجده کنید؛ به نعمتی میرسید سجده کنید و در همهی حالات نیز. همیشه لازم نیست طولانی باشد؛ اگر وقت ندارید فقط سرتان را روی مهر بگذارید بگویید «شکراًللّه» یا «سبحان ربّی الاعلی و بحمده» یا این فرمایش مولا علی (علیه السّلام) را بگویید: « إِلَهِی کَفَى بِی عِزّاً أَنْ أَکُونَ لَکَ عَبْداً وَ کَفَى بِی فَخْراً أَنْ تَکُونَ لِی رَبّاً إِلَهِی أَنْتَ لِی کَمَا أُحِبُّ وَفِّقْنِی لِمَا تُحِب»: «معبودا بس است مرا این عزّت که بندهی توأم و بس است مرا این افتخار که تو پروردگار منی، تو چنانی که دوست دارم. مرا چنان کن که دوست داری(مفاتیح الجنان، مناجات منظوم امیرالمؤمنین). مردی به رسول خدا سلام الله علیه عرض کرد دعا کنید که خدا مرا به بهشت برد. حضرت فرمودند: من دعا میکنم، لیکن تو با سجدههای زیاد و طولانی کمک کن. «اعنّی بکثره السّجود»(تهذیب، ج2، ص23).
در سخن دیگری از امام صادق (علیه السّلام) آمده است «علیک بطول السّجود فإن ذلک من سنن الاوّابین»
امام صادق (علیه السّلام) میفرمایند: «بر تو باد طول دادن سجده، زیرا این کار، شیوهی فرمانبرداران است»(میزان الحکمه، ج5، ص213).
بخشی از روایت امام عسکری (علیه السّلام) به آداب معاشرت یعنی حسن هم جواری و صلهی رحم و سایر دستورات اخلاق اجتماعی میپردازد. در واقع محور اصلی فرمایش امام در این بخش، سفارش نسبت به فامیل است که با آنها وصل کنید و قطع ننمایید: «صِلوا فی عشائرکم» شما میدانید هستهی مرکزی اجتماع را معمولاً خانواده تشکیل میدهد و بعد فامیل است هر چه اینها پیوندشان با یکدیگر بیشتر بوده و به هم پیوستهتر باشند رشتهی اتّصال اجتماع قویتر میشود. اگر بخواهیم جامعهای پیوسته به هم و بدون از هم گسیختگی داشته باشیم در درجهی اوّل باید به پیوند خانوادگی اهمیّت بدهیم. اسلام در این مورد سفارش زیادی نموده است.
وقتی به قرآن مراجعه میکنیم در مییابیم این کتاب آسمانی سلسله مراتب سفارشهایش را ابتدا از پدر و مادر شروع کرده و سپس به ذویالقربی و مساکین و … میپردازد.
«… وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً وَ بِذِی الْقُرْبى وَ الْیَتامى وَ الْمَساکینِ وَ الْجارِ ذِی الْقُرْبى وَ الْجارِ الْجُنُبِ وَ الصَّاحِبِ بِالْجَنْبِ وَ ابْنِ السَّبیل…»: «به پدر و مادرخود نیکی کنید. هم چنین به خویشاوندان و یتیمان و مسکینان و همسایهی نزدیک و همسایهی دور و دوست و همنشین و واماندگان در سفر…» (نساء/36).
این نشان میدهد که اگر میخواهید یک جامعهی متّحد و پیوسته به هم داشته باشید و وحدت در جامعهی شما باشد. نقطهی آغاز، خانواده و پدر و مادرند که به منزلهی اصل و ریشهی خانواده هستند. همین طور ترتیب را رعایت کنید تا به مردم برسید.
امام عسکری (علیه السّلام) در ضمن سفارش به این اخلاق و آداب اجتماعی توصیه هایی نظیر شرکت در تشییع جنازه و عیادت بیماران (واشهدوا جنائزکم و عودا مرضاهم) دارند. در این گونه موارد افراد قبل از این که بیگانگان بیایند از خانواده و فامیل خود انتظار دارند الآن که مصیبتی به او رسیده یا گرفتاری اتّفاق افتاده نزدیکترین افرادشان مثل خواهر، برادر، مادر و دوستان به سراغشان بیایند. در جمله ی بعد میفرمایند: «و ادوا حقوقهم»: حقوق خویشانتان را ادا کنید. صلهی رحم یکی از حقوق است و تنها محدود به احوال پرسی و رفت و آمد نمیشود. این ها مصادیق کم رنگ و ناچیز از آن هستند در حالی که اصل آن اطلاع و آگاهی از احوالات فامیل و رسیدگی به آن ها و سعی در برطرف کردن غم و غصّهی ایشان و اداکردن حقوقشان است. امام عسکری علیه السّلام ادای حقوق همهی افراد اعم از پدر و مادر و شوهر و اقوام شوهر و … را سفارش مینمایند.
در پایان حدیث نتیجهی دستورات عملی و اخلاقی با عنوان ویژگیهای شیعیان در چند جمله خلاصه بیان میفرمایند: «فَإِنَّ الرَّجُلَ مِنْکُمْ إِذَا وَرِعَ فِی دِینِهِ وَ صَدَقَ الْحَدِیثَ وَ أَدَّى الْأَمَانَهَ وَ حَسُنَ خُلُقُهُ مَعَ النَّاسِ قِیلَ هَذَا جَعْفَرِیٌّ فَیَسُرُّنِی ذَلِکَ»: «هر کدام از شما هرگاه در دین خود پرهیزکار باشد و در گفتارش راستگو و در کردارش امانتدار و اخلاقش با مردم نیکو باشد، گفته میشود این شیعهی من است و این مرا خوشحال میکند».
شما اگر رفتار انسانی اسلامی با مردم داشته و پرورش یافته ی مکتب دین باشید باید هر لحظه در مقام اصلاح و مبارزه با نفس عمل کرده تا نشان دهید که اسلام چنین پرورشی دارد. ادای حقوق فامیل در فرمایش حضرت عسکری (علیه السّلام) همهی این مسائل را شامل میشود، غیبت نزدیکان و فامیل را نکرده به آنها تهمت نزنید سوءظن نداشته باشید و به آنها کمک نمایید.
به طور مسلم این گونه رفتار نمودن موجب سرور و خوشحالی و آبروی دین و اهل بیت علیهم السّلام میگردد.