tahaie4
tahaie4

 درس سی و هفتم: نگاهی به ابعاد وجودی حضرت زینب کبری (علیهاالسّلام)

سلسله درس‏های استاد طاهایی

آنکه صبر در مقابلش زانو زد

نگاهی به ابعاد وجودی حضرت زینب کبری (علیهاالسّلام)

سال ششم هجرت، مدینه شاهد طلوع اختری تابناک بود که در دامان زهرای اطهر (‏علیهاالسّلام) به دنیا آمد. پیامبر گرامی اسلام در آن روزها به سفر رفته بودند. زهرا و علی (علیهماالسّلام) در نام‏گذاری فرزندشان بر پیامبر (صلّی‏ الله‏ علیه‏ وآله) پیشی نگرفتند و پس از بازگشت رسول خدا طفل را به حضور ایشان بردند. جبرئیل نازل شد و فرمود: «یا رسول ‏الله! خداوند -تبارک و تعالی- نام این فرزند شما را در لوح محفوظ نهاده است و آن “زینب” است» (ریاحین‏الشریعه، ج3، ص37). زینب از دو کلمه‏ی «زین» و «أب»؛ به معنای زینت پدر است.

شخصیت حضرت زینب (علیهاالسّلام):

زیربنا و اساس شخصیت یک انسان از کجا آغاز و چگونه ساخته می‏شود؟ معمولاً زندگی بستگی به تربیت و پرورش دارد. یکی از مهم‏ترین اصول پرورش اطفال، اصل تربیت است. تربیت سه رکن دارد: خانواده، جامعه و محیط؛ که در مورد آن حضرت محیط خانواده و وراثت مهم‏ترین نقش را داشته است. اطفالی که در خانواده‏های با شخصیت زندگی کرده و پرورش یافته‏اند، به مردان و زنان شریف و متدیّن تبدیل می‏شوند.

زینب (علیهاالسّلام) در خاندانی متولّد شد که کانون تربیت الهی بود. در رأس این خانواده پیامبر گرامی اسلام و مجریان تربیت ایشان نیز، حضرت علی و زهرا (‏علیهماالسّلام) بودند.

زینب (علیهاالسّلام) در محیط نزول وحی نمو یافت که از حیث تربیتی بسیار غنی بود. بدیهی است که این نوع تربیت به نوبه‏ی خود در روح آسمانی آن حضرت اثر فوق‏العاده‏ای داشته است.

با نگاهی کوتاه به شخصیت‏های برجسته‏ای که نقش محوری در تربیت آسمانی حضرت زینب (علیهاالسّلام) داشته‏اند، می‏توانیم بیشتر با ابعاد وجودی ایشان آشنا شویم. پدر بزرگوارشان علی (علیه‏السّلام) شخص دوم عالم اسلام است. وصی پیامبر با آن علم و شجاعت و تقوایی که دارد از هر جهت نمونه است: مادر او پرورش یافته‏ی دامان پیامبر بزرگواری است که از شدّت علاقه و احترام دست او را می‏بوسد و در مقابل دختر خود قیام می‏کند. مادری محدّثه که، ملائکه با او سخن می‏گویند.

جدّه‏ی حضرت زینب (علیهاالسّلام) خدیجه است. بانوی بزرگواری که همسر محبوب پیامبر اسلام (صلّی ‏الله ‏علیه ‏وآله) و یاور آن حضرت بود. به طور مسلّم وراثت نقش بسزایی در سرشت حضرت زینب (علیهاالسّلام) داشته است. شاید بتوان آن‏چه در فرازهای زیارت‏نامه‏ی اباعبدالله الحسین (علیه‏ السّلام) آمده است را در مورد ایشان نیز به کار برد: «ای بانوی بزرگوار! شهادت می‏دهم تو نوری بودی در صلب‏های بزرگوار و بلند مرتبه و رحم‏های مطهر و پاک که با هیچ ناپاکی آلوده نشدی».

نقش مادر، یعنی حضرت زهرا (علیهاالسّلام) در عبادت و عبودیّت بانو زینب (علیهاالسّلام) بسیار آشکار است. آن‏چه تاریخ متذکّر می‏شود این است که عبودیّت و عبادت ایشان مانند خانم فاطمه زهرا (علیهاالسّلام) بوده‏است. عبادتش آن‏گونه بود که امام سجاد (علیه ‏السّلام) می‏فرمایند: «در طول این سفر از مدینه تا کربلا و کوفه و شام و تا بازگشت به مدینه هرگز نماز شب عمّه‏ام زینب ترک نشد. این‏قدر حضرت به نوافل اهمّیت می‏دادند، تنها شب یازدهم عاشورا حضرت نشسته نماز خواندند» (ریاحین‏الشریعه، ج3، ص2).

امام حسین (علیه ‏السّلام) در وداع آخرینشان با خواهر می‏فرمایند: «یا اختاهلا تَنْسینی فِی نافِلَهِ اللَّیلِ»؛ خواهرم مرا در نافله‏ی شبت فراموش نکن (قائمی، علی، زندگانی حضرت زینب (علیهاالسّلام)، ص150).

علم حضرت زینب (علیهاالسّلام):

علم و عمل دو بال پرواز انسان است. این دو بال برای پرورش روح انسانی و رسیدن به کمال از اهمیّت والایی برخوردار است. این دو قوّه در هرکسی بیشتر باشد فضیلت و عظمت آن شخص بیشتر می‏شود.

زمانی که مقرّ خلافت علی (علیه ‏السّلام) کوفه بود، مردان کوفه از طرف زنانشان پیام آوردند که یا امیرالمؤمنین، زنان تقاضا دارند به محضر حضرت زینب (علیهاالسّلام) رفته و از علم ایشان بهره‏مند شوند، شما اجازه بفرمایید. علی (علیه ‏السّلام) اجازه فرمود و حضرت زینب (علیهاالسّلام) مجلسی تفسیری ترتیب دادند. یک روز علی (علیه‏ السّلام) به مجلس ایشان رسیدند و دیدند که حضرت تفسیر آیه‏ی مبارکه‏ی «کهیعص» (مریم/1) را می‏فرمایند. حضرت فرمودند: «زینب جان! این کلمات و حروف اشاره به مصائب وارده بر شما عترت پیامبر است که تو هم در آن شریکی» (ریاحین‏الشریعه، ج3، ص57).

امام سجاد (علیه ‏السّلام) می‏فرمایند: «یا عَمّاه! اَنْتِ بِحَمدِ اللّهِ عالِمَهٌ غَیرَ مُعَلَّمَه وَ فَهِمَهٌ غَیرَ مُفَهَّمَه»؛ عمه جان! تو به حمدالله عالمه‏ی غیر معلّمه هستی، فهیمه‏ای هستی که کسی به شما چیزی را نفهمانده است (بحارالانوار، ج45، ص164). 

زهد حضرت زینب (علیهاالسّلام):

وقتی که جعفر (علیه ‏السّلام) به شهادت رسید، پیامبر (صلّی ‏الله ‏علیه ‏و آله) به دیدن عبدالله‏بن‏جعفر آمدند و درباره‏ی او دعا کردند که بارالها کسب و کارش را رونق بده. عبدالله از دعای پیامبر ثروت زیادی به دست آورد و تمام ثروتش را هم در راه مساکین، بینوایان و محتاجین مصرف می‏کرد تا جایی که به ابوالمساکین (پدر مسکینان) مشهور شد. زینب (علیهاالسّلام) چنین همسری دارد و خیلی هم به یکدیگر علاقه داشتند، امّا موقع ازدواج شرطی کرده بودند که من از برادرم حسین (علیه‏السّلام) جدا نمی‏شوم. وقتی جریان کربلا پیش آمد با اجازه‏ی همسر با برادر همراه شدند و به تمام ثروت و رفاه و آسایش پشت نموده، دو فرزندشان را برداشته و برای شهادت آماده کردند.

صبر حضرت زینب (علیهاالسّلام):

صبر هر انسانی بستگی شدید به یقین او دارد؛ یعنی صبر از لوازم یقین است و از آن‏جا که حضرت زینب (علیهاالسّلام) بعد از معصومین از دارندگان بالاترین درجات یقین هستند، لذا صبر عملی که حضرت از عصر عاشورا تا پایان عمر خویش به نمایش می‏گذارند نظیری ندارد. قرآن می‏فرماید: «إنَّ اللهَ مَعَ الصابِرین»؛ خدا با صابران است (بقره/154).

اوج صبر حضرت هنگام دیدن بدن مطهر برادر و امام زمان خویش است؛ آن‏جا که می‏فرمایند «اللّهُمَ تَقَبَّلْ مِنَّا هَذَا الْقَلِیلَ الْقُرْبَانَ»؛ درجه‏ی معرفت آن‏قدر بالاست که می‏فرمایند: خدایا این اندک قربانی را از ما قبول بفرما (بحارالانوار، ج45، باب39، ص117). و یا آن‏جا که می‏فرمایند: «ما رَأَیْتُ إلاَّ جَمیلاً، هؤُلاءِ قَوْمٌ کَتَبَ اللَّهُ عَلَیْهِمُ الْقَتْلَ فَبَرزوُا اِلى‏ مَضاجِعِهِمْ… »؛ از خدا ندیدم جز زیبایی، این جماعتی که به شهادت رسیدند قومی بودند که خداوند تبارک و تعالی برای آن‏ها شهادت را نوشته بود، این‏ها به سوی مضجع خودشان رفتند.

ولایی بودن حضرت زینب (علیهاالسّلام):

حضرت زینب (علیهاالسّلام) در سن کودکی در جریان ایراد خطبه‏ی حضرت زهرا (علیهاالسّلام) همراه مادر به مسجد می‏رفتند و خطبه‏ی غرّاء مادر را در دفاع از ولایت می‏شنوند و کلمه به کلمه‏ی آن را در ذهن خود حفظ می‏نمایند تا جایی که بیشتر مردم از آن حضرت خطبه را شنیده و ثبت کرده‏اند (ریاحین‏الشریعه، ج3، ص51). حالا همین زینب (علیهاالسّلام) در کربلا مورد مشورت و همراه برادر خود بودند. روز عاشورا تا عصر این بانوی بزرگوار با امام حسین (علیه‏السّلام) شهدا را سر و سامان داده، با هم کمک می‏کردند و به خیمه می‏آوردند. ایشان نصیحت و سفارش امام زمان خود را گوش می‏دادند تا جایی که در اوج مصیبت، سرپرستی 84 زن و بچّه‏ی اسیر را بر عهده گرفتند، از طرف دیگر پس از شهادت برادر باید حافظ امام زمان خود، یعنی امام سجاد (علیه‏السّلام) باشند که مبادا خطری متوجّه ایشان شود.

اگر زینب (علیهاالسّلام) در این راه با برادر هم قدم نبود جریان کربلا یک استراتژی بیش نبود و فراموش می‏شد. ایشان در دفاع از ولایت چه خطبه‏های غرّایی را خواندند! این دفاع از ولایت را حضرت تا آخرین نفس ادامه دادند، حتّی در مدینه در مقابل مردمی که ولایت را تنها گذاشتند ایستادند. ایشان در برابر ظلم و ستم بسیار پایدار و استوار بودند و تعداد زیاد دشمنان نتوانست ذرّه‏ای ایشان را در پیروی از ولایت و تبلیغ آن منصرف سازد.

شهامت و شجاعت حضرت زینب (علیهاالسّلام):

آن‏جا که حضرت با وقار و طمأنینه و با افتخار شمشیر و نیزه شکسته‏ها را عقب می‏زنند، دست زیر بدن برادر برده ایشان را به رو می‏خوابانند و با صدای بلند فریاد می‏زنند: «یا رَسُولَ الله هذا حُسینُک مرمل بالدِّماء»؛ ای جدّ بزرگوار! این حسین توست که اکنون روی زمین افتاده و به شهادت رسیده است (ریاحین‏الشریعه، ج3، ص109). چرا با صدای بلند و با قدرت می‏فرمایند؟ چون مأموریت زینب (علیهاالسّلام) شروع شده. اگر زینب (علیهاالسّلام) جریان شهادت و کربلا را پی‏گیری نمی‏کردند این جریان به کلّی محو می‏شد. می‏گفتند: خارجی بر یزید خروج کرده و یزید هم او را کشته! دیگر تمام شد؛ امّا زینب (علیهاالسّلام)  فاصله به فاصله مأموریت دارند به مردم اصل جریان را بفهمانند.

در تاریخ نوشته‏اند از سخنان حضرت زینب (علیهاالسّلام) دوست و دشمن همه گریه می‏کردند. اگر قرار بود حضرت شیون و به سر زدن داشته باشند، دیگر نمی‏توانستند دیگران را تحت تأثیر قرار دهند.

درکوفه ابن‏زیاد جهت تحقیر خاندان اهل‏بیت (سلام‏الله‏علیهم‏اجمعین) می‏گوید: خدا را شکر می‏کنم که شما را مفتضح کرده و آبروی شما را برده و شما را کشت و دروغ شما را آشکار کرد! این حضرت باید جواب دهد و نباید خود را ذلیل نشان دهد، لذا می‏فرمایند: «الحمدُ للهِ… اِنما یفتَضِحُ الفاسِقُ و یکذِبُ الفاجِرُ و هْوَ غَیرُنا و الحمدُ للهِ… و سَیَجمَعُ الله بَینک وَ بَینَهُم فَتَحتاج وَ تَخاصُم»؛ پس از حمد خدا، این افتضاح مال افراد فاسق و دروغ گفتن کار افراد فاجر است و ما غیر آن هستیم… بدان که به زودی خداوند بین تو و آن‏ها را جمع می‏کند. (بحارالانوار، ج45، باب39، ص115).

حیا و عفّت حضرت زینب (علیهاالسّلام):

یکی از درس‏های عاشورا تقوا، عفّت و پاک‏دامنی است. در این واقعه تنها مسأله‏ای که حضرت زینب (علیهاالسّلام) و دیگر زنان، حتّی کودکان را به شکوه وادار می‏ساخت ترس از حضور بدون پوشش در بین بیگانگان بود تا جایی که درخواست می‏کنند ما را از مسیر کم جمعیّت وارد شهر نمایید و یا سرهای مقدّس شهدا را جلوتر ببرید تا مردم به تماشای سرهای بریده مشغول شوند و ما از نگاه ایشان در امان باشیم. زینب (علیهاالسّلام) حاضر است جان فرزند و برادر را بدهد، به اسیری برود ولی از حیا و تقوای خود نهایت مراقبت را بکند. ایشان در مجلس یزید می‏فرمایند: «قَد هَتَکَ سُتورَهُنَّ وَ اَبدَیتَ وُجُوهَنَّ»؛ زنان و کنیزان خود را در پس پرده جای می‏دهی و اهل‏بیت رسول خدا را بی‌پرده در شهرها و بیابان‏ها می‏گردانی (ریاحین‏الشریعه، ص174).

حضرت (علیهاالسّلام) همین عامل را نشانه‏ای بر خفّت و خواری یزید می‏شمارند و از او انتقاد می‏کنند. که طرح این مسأله در دربار یزید مبنی ‏بر اهمّیت فوق‏العاده‏ی مسأله‏ی حجاب نزد ایشان است.

تنظیم: گروه گردآوری و تنظیم آثار استاد طاهایی

پیمایش به بالا