tahaie4
tahaie4

درس ششم: اخلاق فردی و اجتماعی

بسم الله الرحمن الرحیم

لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم

درس ششم                                                                           اخلاق فردی واجتماعی

 
امام عسکری(علیه السلام) می فرمایند:

«خِصلَتانِ لَیسَ فَوقَهُما شییٌ: الا یمانُ بالله وَنَفعُ الاخِوان  »[1]

« دو خصلت است که بالا تر آن دو چیزی نیست: ایمان داشتن به خدا و سودمند بودن به حال  برادران ایمانی.»

بنا به فـرمایـش امام عسـکری (علیه السلام) ایمـان به خـدا “اخـلاق فـردی” و نفـع رسـاندن به بــرادران دینـی
” اخلاق اجتماعی ” محسوب می شود (و هر دو در کنار هم معنا می یابند)

بعضی گمان می کنند که اصول اخلاقی تنها در رابطه با دیگران بدست می آید و اگر اجتماعی وجود نداشت وانسانها کاملاً از یک دیگر جدا زندگی می کردند ، اخلاق مفهومی نداشت ، چون ظلم ، جنایت ، خیانت ، حسد ، بد گمانی ، ظن نیک ، عدالت ، فروتنی ، مهربانی ، بخشش و… ، همه ازمسایلی است که تنها در اجتماع و در برخورد انسان با دیگران مفهوم پیدا می کند، بنا بر این انسان مِنهای اجتماع به معنی انسان منهای اخلاق خواهد بود.

 دسته دیگر می گویند: با اعتراف به این که بسیاری از فضایل و رذایل اخلاقی بستگی به زندگی اجتماعی انسان با دیگران دارد ، در عین حال نمی توان منکراین مطلب بود که بسیاری از مسایل اخلاقی فقط جنبه فردی دارد. مانند: صبـر ، شجـاعت ، شکر در مقابل جزع ، ترس ، تنبـلی ، کفـران و امثال اینها که جزء فضایل و رذایل محسوب شده ، در باره یک فرد که زندگی کاملاً جدا از اجتماع دارد نیز صدق می کند. البته با توجه به این مسأله با این که اخلاق فردی سهم زیادی دارد: ولی اخلاق اجتماعی وزنه سنگین تر وسهم بیشتری درعلم اخلاق خواهد داشت.

تذکر: بعضی از افراد برای تهذیب اخلاق وتزکیه نفس خود اِنزوا اختیار کرده و از اجتماع کناره گیری مـی کـنند ، باید گفت این افـراد سـخت در اشتباهنـد ؛ زیرا اخـلاق اجتماعـی را از بین مـی برند و این کناره گیری گرچه آنها را از مفاسد بسیاری  بر کنار می دارد ولی در واقع فضیلت محسوب  نمی شود ؛ زیرا  چه بسا سبب ایجاد یک رشته مفاسد اخلاقی دیگراز قبیل عجب ، غرور ، بد بینی و… شود.

امام صادق (علیه السلام) می فرمایند:

«علیکم با لنّصح لله فی خَلقه فَلن تلقاه بعَمَل اَفضَل مِنه»[2]

«برشما باد به نصیحت کردن برای خدا در میان مردم ؛ که هرگز خدا را به عملی برتر از آن ملاقات نخواهید کرد.»

 اگر چه اسلام به زهد دعوت نموده ؛ ولی رهبانیت را محکوم کرده است ، زیرا راهب از جامعه ، تعهدات و مسؤولیت های اجتماعی می گریزد و آن ها را از امور مادّی پست دنیا شمرده ، به صومعه و دیــر و دامـن کوه پنـاه مـی برد ؛ امّا زاهـد به جامعـه و ملاک هـای آن ومسؤولیت هـاوتعهـداتش رو
می آورد ؛ در واقـع هـر دو آخر تگـرا هسـتند ، با این تفاوت که زاهـد آخر تگـرای جامعـه گـرا و راهـب آخر تگرای جامعه گریز است. بنا بر این اسلام با رهبانیت ، به شدت مخالفت کرده و آن را بدعتی از جانب راهبان می شمرد.

 قرآن می فرماید:

«وَ رَهبانیّه ابتَدعُوها ما کتَبناها علیهم اِلا ابتغا ءَ رِضوانِ الله فَما رَعَوها حَقّ رِعایَتِها »[3]

اسلام دینی است که تعلیمات جامع و همه جانبه اش در مسـایل اجتماعـی ، اقتصـادی ، سیاسـی و اخلاقی براساس محترم شمردن حقوق دیگران می باشد. 


             
وصل الله علی محمد وال محمد

پایان درس ششم


1.        الحرانی ، حسین بن شعبه ،  تحف العقول ، ص 583 ، انتشارات اسلامیه ، چاپ اول ، پائیز 1363

2.      محمدی ری شهری ، محمد ، میزان الحکمه ، ج10، ص55، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ دوم، اردیبهشت1371

3.      سوره حدید ، آیه27

پیمایش به بالا