بسم الله الرحمن الرحیم
لاحول ولا قوه الابالله العلی العظیم
درس نهم اصلاح گفتار
قال الله العظیم فی کتابه :
«یَأیّهَا الّذِینَ ءَامَنُوا اتّقُوا الله وَقُولُوا قَولاً سَدیداً یُصلِح لَکُم اَعمالَکُم وَیَغفِرلَکُم ذُ نُوبَکُم وَ مَن یُطِـعِ الله وَ رَسُولَهُ فَقَد فَازَ فَوزاً عَظیماً» [1]
« ای مؤمنین خدا را در نظرداشته باشید و سنجیده سخن گویید. سخنی را که متین و استوار است برزبان آرید و غرض شما از سخن گفتن بیان حق باشد ، تا خدا کارهای شما را اصلاح کند و گناهانتان را بیامرزد کسی که خدا ورسول اورا فرمانبردار باشد به رستگاری بزرگی رسیده است .»
علمای اخلاق اهمیت زیادی برای اصلاح زبان قائل هستند و اصلاح آن را نشانه کمال روح و تقویت فضایل وملکات برجسته اخلاقی می دانند اهمیت اصلاح زبان ازآن جهت است که ترجمان دل نماینده عقل وکلید شخصیت انسان است.
به عبارت روشن تر ، آنچه در صفحه روح بشر نقش می بندد ، اعم از پدیده های فکری ، عاطفی و احساسی ، قبل ازهرچیز بر صفحه زبان و لابلای گفته های او خود را می نمایاند .
علی( علیه السلام )می فرمایند :
«اَلمَرءُ مَخبُووٌ[2] تَحتَ لِسانه»[3]
«انسان درزیرزبان خود پنهان است»
یعنی نه تنها شخصیت علمی بلکه شخصیت اجتماعی ، اخلاقی و به طور کلی شخصیت انسان زیر زبان او قرار دارد وبا گردش آن خود نمایی خواهد کرد.
اهمیت اصلاح زبان زمانی برای ما آشکار می شود که بدانیم قسمت مهمی ازگناهان ما ـ مانند قسمت مهمی از اعمال نیکمان ـ به وسیله ی زبان انجام می گیرد.
غزالی بیست نوع انحراف و گناه برای زبان ذکر کرده است بدین ترتیب :
1. گفتگو در اموری که به انسان مربوط نیست
2. زیاد سخن گفتن و بیهوده گویی
3. گفتگو درامور باطل، مانند وصف مجالس شراب وقمار وزنان آلوده
4. جدال ومراء( خرده گیری واعتراض بردیگران به منظورهای غلط مانند: تحقیردیگران یا اظهار فضل و برتری بردیگران)
5. خصومت ونزاع ولجاج درکلام
6. بد زبانی و دشنام
7. لعن کردن
8. غنا و اشعار منحرف کننده
9. افراط در مزاح
10. سخریه واستهزاء
11. شهادت باطل
12. افشای اسرار دیگران
13. وعده دروغ
14. دروغ در گفتار وقسم
15. غیبت
16. سخن چینی
17. نفاق درسخن ( دو زبان داشتن )
18. مدح بی جا
19. غفلت از دقایق ولوازم سخن وخطاهایی که ازاین رهگذر دامن گیرانسان می شود
20. سؤالات عوام از مسایل پیچیده
علی (علیه السلام) درکلمات قصار می فرمایند :
«وَمَن کَثر کَلامُهُ کَثرَ خَطوهُ وَمَن کَثرَ خَطؤُهُ قَلّ حَیاءُه وَمَن قَلّ حیاءُهُ قَلّ وَرَعُهُ و مَن قَلّ وَرَعُهُ ماتَ قَلبُهُ وَمَن ماتَ قَلبُهُ دَخَلَ النّار»[4]
«کسـی که زیـاد سخن می گویـد ، لغزش هایـش زیاد اسـت وکسـی که زیاد لغزش نماید حیـاتش کـم می شود و آنکه کم حیا شد تقوای او کم می گردد و آنکه کم تقوا شد قلبش می میرد وکسی که قلبش مرد داخل آتش می گردد .»
شاید برهمین اساس پیامبر به ابوذر فرموده اند:
«مَن صَمَت نَجا»[5]
«آنکه سکوت کند نجات می یابد.»
چون سکوت انسان را در مقابل بسیاری از گناهان بیمه می کند. البته اشتباه نشود سکوت از قبیل عبرت و کناره گیری نیست که گناه را ازبین می برد ؛ بلکه یک نوع خود داری از گناه است و درمواردی که فرد میل به بعضی ازگناهان ازقبیل غیبت ، دروغ ، تهمت و … پیدا می کند ، هرگاه خویشتن داری وسکوت اختیار نماید فضلیتی را ـ علاوه برسلامت ازگناه ـ برای خود کسب کرده است .
این موضوع نیز نا گفته نماند ؛ در مواردی که سخن گفتن لازم است ، سکوت یکی از بزرگترین معایب محسوب می گردد ونشانه ضعف ، زبونی ، ناتوانی ، عدم شهامت روحی و ترس از غیر خداست .
ونیز باید توجه داشت همانطور که بیشتر گناهان بازبان انجام می شود ، قسمت مهمی از عبادات واعمال نیک ازقبیل ذکر خدا ، ارشاد مردم تعلیم و تربیت ، امر به معروف ، نهی ازمنکر ، جهاد با سخن و … نیز با زبان انجام می گیرد.
وصل الله علی محمد وال محمد
پایان درس نهم
1. سوره مبارکه احزاب ـ آیه 70 ـ71
2. مخبو ؤ از خباء به معنای خیمه است
3. نهج البلاغه ــ کلمات قصار 148
4. نهج البلاغه ـ 349 ـ ص 536
5. مکارم الاخلاق ـ ص 553