بسم الله الرحمن الرحیم
لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم
درس پانزدهم تجسس و غیبت
تجسس یکی از مواردی است که در ایجاد تزلزل وضع روحی و روابط اجتمـاعی سهم به سـزایی دارد ، تا جایی که گاه تجسس برای جلب منفعت مادی و خصوصی برای خود خبر دهنده است . گاهـی هم منظور تنها حسد ورزی و ضرررسانی به طرف مقابل و یا کارشکنی و ایجاد مانع در راه رشد و پیش رفت او است ، ولی در هر حال نتیجه این صفت غیرانسانی در میان افراد یک جامعه ، ایجاد حالت بدبینی و بی اعتمادی است ، این حالت خاص گاهی به مرحله بسیار خطرناکی می رسد که اعتماد به غیـر را در جامعه متزلزل می نماید که این خود ، موجب در گیری ، نفرت و نفاقِ مـداوم در میـان افراد یک جامعـه خواهد گردید .
بد گمانی و عدم اعتمـاد دو بیماری مزمن است که در سـرنوشت یک ملـت بسیـار تأثیـر می گذارد و موجب فلج ساختن نیروهای سازنده آن جامعه می شود . این جاست که نفاق و بی اعتمادی تنها به سود تفرقه اندازان و نفاق افکنان می شود به همین علت است که برای از هم پاشیدن یک ملت ستمگران شعار تفرقه بینداز و حکومت کن را به شکل های مختلف به اجرا در می آورند چرا که با استفاده از نفاق و بی اعتمادی میان مردم بهتر می توانند به هدف خود برسند . قرآن می فرماید :
«وَلا تَجَسّسُوا وَ لا یَغتَب بَعضُکَُم بَعضاً اَیُحِبُّ اَحَدکم اَن یَا کُلَ لَحمَ اَخیهِ مَیتاً فَکَرِ هتموه و اتقوا الله اِنَّ الله توابٌ رحیم »[1]
« تجسس نکنید غیبت یک دیگر را نکنید آیا کسی از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده بخورد؟ مسلماً از این کار متنفرید و از خدا بترسید خداوند توبه پذیر و مهربان است . »
در این آیه نهی غیبت پس از سوء ظن آمده ؛ شاید برای این باشد که انسان نخست دچار سوء ظن می شـود و بد گمانـی او را وادار به تجسس می کند و جستجـو منجـر به آگاهـی از عیوب پنهانی افـراد می شود و آن نیز منتهی به غیبـت خواهد بود .
از علل عمـده ایجاد شکاف و اختلاف میان مردم بیـان معایب آن ها در جایی که حضور ندارند ، است . و تنها ثمره آن افکندن بذر نفاق در جامعه و ایجاد کینه و کدورت در رابطه ی بین افراد است و به این دلیل این صفت در اخلاق اسلامی به شدت مذ مت شده و نباید در باره کسی در حالی که میل ندارد ، مطلبی برای دیگران بازگو و آشکار شود یا درباره ی او با غیر ، صحبت شود به طوری که آبروی او در معرض خطر قرار گیرد و شکاف و فاصله ای در روابط افراد جامعه ایجاد شود .
قرآن این کار ناپسند ، یعنی ” غیبت ” را به خوردن گوشت برادر بعد از مرگ او تشبیه کرده چرا که غیبت شونده ، مانند مرده ای است که دیگر قدرت دفاع از خود را ندارد و چون حضور ندارد نمی تواند خود را تبرئه کند .
غیبت چیست ؟
غیبت عبارت است از ذکر نقاط ضعف و معایب پنهانی دیگران که اگر بشنوند ناراحت می شوند ، خواه این نقاط مربوط به مسایل دینی ، اخلاقی ، روحی و اجتماعی افراد باشد ، یا مربوط به جنبه های جسمی آنان ، اعم از هیأت ظاهری ، اعضای بدن ، نیروهای جسمی ، طرز حرکات و رفتار یا متعلقات هر انسان ، یعنی زن و فرزند ، لباس و خانه و امثال آن.
انواع غیبت
مفهوم غیبت یک مفهوم وسیـع و عام است که شـامل گفتن ، نوشتن ، اشـاره و تقلیـد د رآوردن
می گردد. در حدیثی نقل شده ، زنی خدمت پیامبر آمد هنگامی که بر خاست و رفت عایشه با دست خود اشاره به کوتاهی قد او کرد . حضرت فرمودند : « قد اغتبتها »[2] « غیبتش را کردی » .
گاهی هم چنین می شود که انسان سخنی را با کنایه می گوید ، ولی قراینـی هست که دیگران منظور او را می فهمند . مثـل این که می گویند : امروز در مجلس بحث کسی بودم که چنین می گفت ، در حالـی که شنونده می داند در کدام مجلس بوده است . گاهـی این عمـل مذمـوم با اعمال مذمـوم دیگری آمیختـه می شود ، یا در صورت یک عمل خداپسندانه جلوه می کند.
مثلأ به عنوان گریز از غیبت بگوید : می ترسم توضیح بدهم غیبت شود ، یا افسوس که شرع زبان ما را بسته است ، یا شرع اجازه نمی دهد و ا لا گفتنی ها را می گفتم . این گونه سخن گفتن در عین این که با کنایه غیبت کرده ، به واسطه مبهم گـذاردن موضـوع ، بد گمـانی مخاطب را نسبـت به همـه چیز در باره شخص مورد نظر بر انگیخته و چه بسا موضوع را خیلی بزرگ تر از آنچه هست نشان بدهد ، در ضمن ریا را هم با غیبت آمیخته و به این ترتیب چند عمل زشت مرتکب شده است .
غیبت جنبه ی حق الناس دارد :
اولا با این عمل نقاط ضعف برادر خود را آشکار کرده و آبروی او را برده است . آبرو بسیار عزیز و ارجمند است و اگر از دست برود کمتر جبران می شود . شاید یکی از وجوه تشبیـه غیبـت به خوردن گوشت برادر مرده همین باشد که آبروی برادر که رفت قابل جبـران نخـواهد بود . و خدا مسلمانان را آبرومند می خواهد ؛ اگر شما به وسیله غیبت آبروی کسی را بردید آیا او با شما دوست و برادر خواهد شد ! غیبت بـرادری را بر هم می زند و به جای آن دشمنی می آورد . خدا دشمنی مسلمانان را با یک دیگر نخواسته ، بلکه آنان را برادر و دوست صمیمی خواسته است .
ثانیا این که در روایات متعددی به این مطلب اشاره شده مانند:
قال رسول الله(صلی الله علیه و آله):
«… وَ الغیبَه لا تغفَر حَتی یَغفرصاحبها »[3]
«غیبت آمرزیده نمی گردد تا غیبت شده او را ببخشاید»
و از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)است که فرمودند:
«کفاره مَن استَغتَبَتهُ اَن تَستَغفِرَلَهُ »[4]
«کفاره کسی که غیبتش را کردی این است که برای او مغفرت طلبی»
و صل الله علی محمد و آل محمد
پایان درس پانزدهم
1. سوره حجرات ـ آیه 12
2. تنبِه الخواطر ( مجموعه ورام ) باب الغیبه ـ صفحه 118
3. وسائل الشیعه ـ ج8ـ باب 152ـ حدیث9ـص598
4. کشف الربیه عن احکام الغیبه (شهید ثانی ـ ترجمه سید ابراهیم سید علوی) ص128